close
تبلیغات در اینترنت
ویژه نامه شهادت امام محمد تقی (جواد الائمه) علیه السلام
» توضیحات استاد حسن عباسی درباره بازداشت و شکایت اخیر
» محرمانه نداریم! جزئیات مذاکرات را برای مردم و نخبگان آشکار کنید!
» کلیپ تصویری | صداقت آمریکایی 1و2:روابط ایران و آمریکا/علت مذاکرات آمریکا با ایران
» دانلود سخنرانی دکتر حسن عباسی با موضوع از حق ترسیدن تا حق توانستن در دانشگاه صنعتی امیرکبیر
» دانلود آهنگ نحن صامدون اثر جدید حامد زمانی
» شیطان بزرگ
» حاج محمود کریمی-دهه ی اول محرم الحرام سال ۹۳-چیذر
» عید غدیر،عید ولایت مبارک
» میلاد دهمین اختر تابناک حضرت امام علی النقی علیه السلام مبارک
» جوون باید جوونی کنه مثل... جوونیه و عشق و حالش...
» من تپش های دلم بسته به لبخند شماست
» میلاد امام هشتم حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام مبارک
» تجاوز و سرنگونی پهباد رژیم صهیونیستی در حریم هوایی ایران؛نکته ها و چشم اندازها
» تیر خلاص به جریان سازش
» کف و سوت در مراسم تشییع و تدفین سیمین بهبهانی در روز شهادت امام صادق(ع) + فیلم
» تعريف عدالت از منظر امام صادق علیه السلام
» اعلام آمادگی جهت کمک به جهاد نکاح | سند
» مردی که قاسم سلیمانی را از محاصره دشمن نجات داد + تصاویر
» سایت رسمی تروریستهای داعش هک شد + تصویر و لینک
» ما از مذاکره باک نداریم اما...
» استقبال رسانه‌های معاند نظام و ملت ایران با گفتن "به جهنم" آقای روحانی+اسناد
» بازتاب سخنان مقام معظم رهبری در آسوشیتدپرس
» روحانی خطاب به منتقدان: خداوند شما را ترسو آفریده است|فیلم
» بدانید تا با عشق بمانید
» هلاکت شماری از تروریست ها در درگیری با ارتش لبنان
.::اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً ::.
کانال ما در آپارات
کانال ما در آپارات

بنر و لوگوهای دوستان
مطالب ویژه
ریز نوشت

امیرالمومنین علی(ع) خطاب به مالک:

وَلاَ تَعْقِدْ عَقْداً تَجُوزُ فِيهِ الْعِلَلُ



با دشمن پیمانی مبند که قابل تفسیر باشد.

[نامه 53 تهج البلاغه]

روز نوشت

آقای روحانی عزیز!

حالا که به خوبی و خوشی توافق انجام شد؛

ما منتظر دلار 1200 تومانی،

مرغ 1700 تومانی،

پراید 5 میلیونی،

وام های بانکی زودبازده،

سکه طلای 400 هزار تومانی،

یارانه ی 250 هزار تومانی،

ثبات در بازار،

رونق در کسب و کار،

کاهش نرخ بیکاری،

کاهش تورم،

چرخیدن چرخ کارخانه های،

چرخیدن سانتریفیوژها،

چرخیدن چرخ زندگی مردم

و تمامی وعده های 100 روزه ای که عدم اجرای آن را به مذاکرات گره زدید، هستیم!

ریز نوشت 2

حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی:
ناگفته‌هایی از امام(ره) دارم که فعلا هم نخواهد گفت.


حضرت روح الله:
اكنون كه من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممكن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌كنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌ كه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق كارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.


خرمشهر را خدا آزاد کرد؛

نه کدخدا..

خط امام..

شما در صدد اين نباشيد كه منحرفين را راضى كنيد، در صدد اين باشيد كه منحرفين را اصلاح كنيد. منحرفين را بخواهيد راضى كنيد، شما را مى‌كشند به انحراف!
[حضرت روح الله]

کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم؛ ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند.

اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند،
گر سرمان را بالای دار ببرند،
اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند،
اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت ببرند،

هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی کنیم..
[حضرت روح الله]

شعرهای منتخب

گرفته است سیاهی زمانه را در بر

چنان شده ست که شیطان، نمی‌کند باور


دوباره قصه‌ی تاریخ می‌شود تکرار

دوباره قصه‌ی احزاب، باز هم خیبر

ادامه...

جستجو

آمار سايت
» آمار کاربران
» افراد آنلاين : 1
» اعضاي آنلاين : 0
» تعداد اعضا : 37

» عضو شويد
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 561
» کل نظرات : 176

» آمار بازديد
» بازديد امروز : 17 نفر
» بارديد ديروز : 31 نفر
» آي پي امروز : 8
» آي پي ديروز : 26
» ورودي امروز گوگل : 0
» ورودي گوگل ديروز : 0
» بازديد هفته : 1,413 نفر
» بازديد ماه : 5,005 نفر
» بازديد سال : 23,875 نفر
» بازديد کلي : 300,959 نفر
پيوندهاي روزانه
ديگر امکانات
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
انجمن سایت
پوسترهای Letter4u
موضوعات سايت

»» فرهنگی،مذهبی


» مهدویت

» قرآن کریم

» احادیث و روایات

» دفاع مقدس

» ولایت فقیه و حکومت اسلامی

» ائمه و معصومین

» مقام معظم رهبری

» پیامبران و انبیا

» احکام

» ماه مبارک رمضان

» نهج البلاغه

» پرسش و پاسخ،شبهات

» علما،عرفا و بزرگان دین

» عقائد شيعه و سنی

» ویژه نامه

» سبک زندگی

» محرم الحرام

» زندگی نامه ائمه

» داستانهای دینی

»» عمومی


» مطالب علمی

» پزشکی

» داستان

» هنری

» نرم افزار (کامپیوتر و موبایل)

» طب اسلامی

»» اخبار


» بین المللی

» سیاسی داخلی

» سیاسی خارجی

» فرهنگی اجتماعی

» اخبار عمومی

» جهاد و مقاومت

» گزارش ویژه

» ورزشی

» چند رسانه ای

» دفاع و امنیت

»» فیلم و رسانه


» کلیپ کوتاه

» مستند،فیلم،رسانه

» افشاگری،هالیوود

»» صوتی


» مداحی (فایل صوتی)

» مداحی (فایل تصویری)

» حامد زمانی

»» فرقه های ظاله


» شیطان پرستی

» فرقه های دیگر

» فراماسونری

» وهابیت

» بهائیت

» یهودیت

»» جنگ نرم


» جنگ نرم و عملیات روانی

» مقالات جنگ نرم

» جنگی که بود،جنگی که هست

» فمینیسم

»» نرم افزار


» نرم افزار کامپیوتر

» نرم افزار موبایل

»» عکس و تصاویر مذهبی


» تصاویر ویژه شهادت ها

» تصاویر ویژه ولادت ها

» تصاویر ویژه شهداء

» تصاویر ویژه علما و بزرگان دینی

»» کتابخانه


» کتابهای دینی و اخلاقی

» کتابهای استاد شهید مرتضی مطهری

» کتابهای علمی

» کتابهای متفرقه

» کتابهای مرتبط با جنگ نرم


پيوندهاي سايت
آرشيو مطالب
مطالب پر بازديد
مطالب تصادفي
نظر سنجي
نظر شما کاربران و دوستان عزیز درمورد این سایت چیه؟




شما بیشتر به چه مطالبی علاقه دارید؟







آخرين ارسال هاي انجمن
ویژه نامه شهادت امام محمد تقی (جواد الائمه) علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

ویژه نامه شهادت امام محمد تقی (جواد الائمه) علیه السلام


شناسنامه امام محمد تقی علیه السلام

يا جواد الائمه ادرکني

آخر ذي القعده 220ه. ق؛ شهادت حضرت محمّد بن على، جواد الائمه (ع)

نام امام نهم «محمّد»، کنيه اش ابوجعفر و لقبهاي معروفش «تقي» و «جواد» است؛ که حکايت از تقواي بي‌نظير و جود و بخشش فوق العاده ي ايشان دارد. پدر بزرگوارش امام هشتم، حضرت علي بن موسي الرضا(ع) و مادر والا مقامش «خيزران» نام داشت. امام جواد (ع) در آخر ماه صفر سال 203ه. ق پس از شهادت پدر بزرگوارش، درحالي که هفت سال و اندي از عمر مبارکش مي گذشت، عهده دار مقام امامت و جانشين پدر گشت. امامت آن حضرت، هفده سال و چند ماه به طول انجاميد. از اين مدّت، حدود پانزده سال آن معاصر حکومت مأمون و دو سال ديگرش همزمان با زمامداري معتصم عباسي بود.
از حضرت جواد (ع)، با وجود کمي سنشان، کرامات و معجزات زيادي ديده شده است. بيشتر اين معجزات به منظور تثبيت پايه هاي امامت و تحکيم عقايد افراد، صورت گرفته. زيرا صدور معجزه و عمل خارق العاده از مردي که ادعاي امامت مي کند، از نشانه هاي امامت و جانشيني او از رسول خدا (ص) به شمار مي رفت.
مجمع همه ي فضايل انساني
امامان معصوم (ع) مجمع همه ي فضايل انساني و نمونه و الگويند؛ امام نهم نيز در زمان خويش در همه ي فضايل، گوي سبقت را ربوده و سر آمد همگان بودند. عبادت‌هاي پيوسته ي امام و نيايش‌هاي شبانه ي آن حضرت، مشهود و مشهور است. اظهار نيازمندي به درگاه ايزد منّان، خصوصيت ويژه ي همه ي امامان و از جمله امام جواد (ع) بود.
تعليم و تربيت و ساختن انسان‌هاي والا، همواره مورد توجّه امامان ما بوده است. امام محمّد تقي (ع) نيز با اين که زمينه و امکان تماس زيادي با مردم نداشت و عمرش نيز کوتاه بود با اين وجود، افراد بسياري را تربيت کرد؛ از جمله: ابراهيم بن محمّد همدانى، زکريا بن آدم بن عبداللّه، عبدالعظيم حسنى، علي بن مهزيار...
فضايل و مکارم اخلاقي امام جواد (ع) قابل شمارش نيست؛ ازجمله بخشندگي و جود ايشان است که باعث شد به «جواد الائمه» ملقب شوند.امام جواد (ع) هر سال بيش از يک ميليون درهم بين نيازمندان مدينه، تقسيم مي کرد. ايشان مي فرمايند: از نشانه هاي سخاوت مرد، بخشش به کساني است که بر او حقّي دارند.
اسماعيل بن هاشمي مي گويد:
«از تنگدستي به امام جواد (ع) شکايت بردم؛ امام (ع) دست به زير سجّاده برد و يک قطعه طلا به من داد. به بازار برده، آن را کشيدم؛ شانزده مثقال بود!»
عدم دلبستگي امام به دنيا، که نشانه ي زهد ايشان بود نيز بسيار بارز مي باشد. حسين مکاري مي گويد:
«در بغداد خدمت امام (ع) رسيدم. در آن موقع، امام (ع) در کاخ مأمون، مسکن داشت و در اطرافش غلامان و کنيزان بسيار و تشريفات زياد ديده مي شد. با خود گفتم امام جواد (ع) با وجود اين همه امکانات و تشريفات، ديگر به مدينه برنمي‌گردند! امام (ع) فرمودند: اي حسين! نان جو با نمک نيم کوب درحرم رسول خدا (ص) براي من بهتر است از اين موقعيتي که مي بينى!»
امام (ع) مانند پدر بزرگوارشان به کار و تلاش و زراعت نيز مي پرداخت و در مدّتي که در مدينه بود به کارهاي کشاورزي و رسيدگي به باغستان‌ها و نخلستان‌ها، که به عنوان صدقه ي جاريه جدّ بزرگوارش امام موسي بن جعفر (ع) بود، مشغول مي گشت. خود امام جواد (ع) از جدش امام صادق (ع) روايت کرده است که: «مردي در بدست آوردن مال دنيا سعي زيادي مي کرد. حضرت به او فرمود:« اين مال را براي چه مي خواهى؟» عرض کرد:«براي آنکه به زن و بچّه ام غذاي لازم و نفقه ي واجب را بدهم و به خويشانم ببخشم. براي خدا به مکه بروم. به فقرا و بينوايان کمک کنم. دختران يتيم را شوهر دهم. مجالس مسجد و عظمت شما خاندان را به اميد اجر و ثوابي که پيامبر خدا (ص) وعده داده است، برپا کنم.» امام صادق فرمودند:« اينها همه، کار آخرت است؛ کار دنيا نيست؛ بايد بکوشي و همه ي اين کارها را در سايه ي کسب حلال انجام دهى.»
کار و تلاش براي تأمين معاش خانواده و انجام خيرات و مبرات، از نظر ايشان عبادت بود.
اين امام همام، در ناملايمات روزگار، صبر را پيشه ي خود مي ساخت و بردباري او برغضبش همواره چيره مي شد. نرمخويى، مدارا و صبر و تحمل، دستگيري از نيازمندان، تهيدستان و گرفتاران از خصايص اين امام بزرگوار به شمار مي رفت.
باطل در برابر حق
تلاشهاي مذبوحانه ي مأمون براي ضربه زدن به حضرت محمّد بن علي الجواد (ع) و لکّه‌دار کردن مقام امامت ايشان بسيار زياد بود؛ از جمله اين که، مأمون در اصل ازدواج دخترش «ام الفضل» با امام جواد (ع) اغراض خاصي را دنبال مي کرد. اين ازدواج، موقعيت مناسبي بود که بعضي از نقشه هايش را اجراء کند؛ مثلا در هنگام برنامه ي ازدواج، دستور داد صد کنيز جوان از زيباترين کنيزان را برگزينند و در دست هر يک جامي پر از جواهرات بدهند؛ تا هنگامي که امام جواد (ع) وارد مجلس عقد مي شوند، از آن حضرت استقبال کنند. امام محمّد تقي (ع) که از توطئه ي مأمون آگاه بود، بدون اعتنا به کنيزان وارد مجلس شد و در جايگاه خود نشست! و بدين ترتيب امام، يکي از نقشه هاي خائنانه ي مأمون را با دقّت در حريم هاي رفتارى، نقش برآب نمود.
موقعيت سياسى، نفوذ اجتماعي و فعاليتهاي گسترده امام جواد (ع) در زمان معتصم و دست اندرکاران حکومت او نيز تحمل ناپذير مي نمود؛ از اين رو معتصم درصدد کنترل امام (ع) برآمد و ايشان را به بغداد احضار کرد؛ تا او را تحت نظر خود داشته باشد و از گسترش نفوذ امام جلوگيري کند. امّا زماني که سياست کنترل را بي‌نتيجه ديد، درصدد اجراي طرح قتل امام (ع) برآمد. از اين رو، کسي را براي اجراي اين توطئه انتخاب کرد که يقين داشت به وسيله ي او، به هدف پليد خود مي رسد. آن شخص، مأمور و جاسوس ويژه ي دستگاه خلافت در درون خانه ي امام (ع)، يعني امّ الفضل دختر مأمون، بود! زيرا معتصم، نقطه ي ضعف امّ الفضل را مي دانست. امّ الفضل از ابتدا، از زندگي با آن حضرت ناراضي بود. زيرا زندگي اي که او به آن خو گرفته بود، با زندگي امام (ع) تناسبي نداشت. منشأ کينه و دشمني امّ الفضل نسبت به امام جواد (ع)، ازدواج امام (ع) با سمانه ي مغربيه - مادر امام هادي (ع)- و احترام و تجليل ايشان از او و برتري دادن او بر امّ الفضل و ديگري عقيم بودن امّ الفضل بود.
امّ الفضل، زهر دريافتي از معتصم را در انگور قرار داد و نزد امام جواد (ع) آورد و بدين ترتيب، آن حضرت را مسموم ساخت و به منظور پليد خود و معتصم جامه ي عمل پوشاند. هر چند او، پس از اينکه امام (ع) از آن انگورها خورد، به ظاهر پشيمان شد و شروع به گريه کرد.
امام (ع) درآخر ذيقعده سال 220ه. ق درحالي که فقط 25 سال از عمر پربرکتش مي گذشت، به شهادت رسيد. پيکر پاکش در کنار جدّش موسي بن جعفر (ع) در قبرستان قريش در بغداد به خاک سپرده شد که هم اکنون به «کاظمين» معروف است و زيارتگاه و کعبه ي آمال شيفتگان حق و دوستداران مکتب امامت و ولايت است.
درود خدا و فرشتگان و مؤمنان بر او و شيعيان خالصش باد.

 

چگونگی شهادت

در مورد شهادت امام جواد ( علیه السلام) یک دسته از روایات می‏گویند آن حضرت به دست همسرش ام الفضل، دختر مأمون، به اشاره معتصم مسموم گشت.

ولی روایتی دیگر می‏گوید: بعد از آنکه معتصم امام را به بغداد طلبید... به وسیله «اشناس» شربتی از پرتقال برای امام فرستاد و اشناس به او گفت: پیش از شما امیرالمؤمنین به احمد بن ابی داوود و سعید بن خضیب و گروهی از بزرگان از این شربت نوشانیده و امر کرده است شما هم آن را با آب یخ بنوشید. این بگفت و یخ آماده کرد. امام فرمود: در شب آن را می‏نوشم. اشناس گفت: باید خنک نوشیده شود و الان یخ آن آب می‏شود و اصرار کرد و امام ( علیه السلام) با علم به عمل آنان آن را نوشید» .
در جای دیگری آمده است که ابن ابی داوود بعد از ماجرایی مربوط به قطع دست سارق که امام ( علیه السلام) دیگران را مجاب کرد و معتصم به سخن امام عمل کرد و حرف دیگران را رد کرد، معتصم را به کشتن امام تحریک کرد. ابن ابی داوود می‏گوید: «پس به معتصم گفتم: خیر خواهی برای امیرالمؤمنین بر من واجب است و من واجب است و من در این جهت سخنی می‏گویم که می‏دانم با آن به آتش (جهنم) می‏افتم!
معتصم گفت: آن سخن چیست؟
گفتم: (چگونه) امیرالمؤمنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقهاء و علماء مردم را جمع کرد و حکم آن حادثه را از آنان پرسید و آنان حکم آن را به طوری که می‏دانستند گفتند و در مجلس، اعضای خانواده امیرالمؤمنین و فرماندهان و وزراء و دبیران حضور داشتند و مردم از پشت در به آنچه که در مجلس می‏گذشت گوش می‏دادند... آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می‏کنند او از امیرالمؤمنین شایسته‏تر به مقام او است، تمامی سخنان آن علماء و فقهاء را رها کرد و به حکم آن مرد حکم کرد؟ !
پس رنگ معتصم تغییر کرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا در برابر این خیر خواهیت به تو پاداش نیک عطا کند!
پس در روز چهارم یکی از دبیران وزرایش را مأمور کرد تا ابوجعفر ( علیه السلام) را به منزل خود دعوت کند، او چنین کرد ولی ابوجعفر ( علیه السلام) نپذیرفت و گفت: تو می‏دانی که من در مجالس شما حاضر نمی‏شوم. آن شخص گفت: من شما را برای ضیافتی دعوت می‏کنم و دوست دارم بر فرش خانه من قدم بگذاری و من با ورود شما به منزلم متبرک شوم. و فلان بن فلان از وزرای خلیفه دوست دارد خدمت شما برسد.
پس آن حضرت ( علیه السلام) به منزل او رفت و چون غذا خورد احساس مسمومیت کرد و مرکب خود را طلبید. صاحب خانه از او خواست نرود، ابوجعفر ( علیه السلام) فرمود: بیرون رفتن من از خانه تو برای تو بهتر است!
پس در آن روز و شب حال او منقلب بود تا اینکه رحلت نمود.

 

همسران امام جواد(علیه السلام)

سمانه مغربيه:
همسر امام جواد(ع)، زنى است كه در عصر خود همه او را بانويى باتقوا، مؤمن، هوشمند و خردمند مى‏دانستند. امام هادى(ع) بخشى از دانش مادر خود را اين چنين بيان مى‏داشت: «امى عارفة بحقى؛ مادرم عارف به حق من در امامت است.»
براى تأكيد بيشتر بر اينكه اين زنان رشد علمى خود را مرهون تلاش شوهران خود بوده‏اند به آنچه در احوال سمانه بيان شده اشاره مى‏شود:
محمد بن‏فرج، سمانه مغربيه را كه كنيزى بود براى امام جواد(ع) خريدارى كرد آن حضرت خود عهده‏دار تربيت و تهذيب اخلاق آن بانو شد و نيز او را در خانه‏اى مستقر نمود كه زنان آل على(ع) كه نمونه پاكدامنى و ايمان بودند در آن خانه حضور داشتند. وى تحت تأثير منش و سلوك آنان نيز قرار گرفت و از جمله زنان عابد، متهجد و قارى قرآن شد.زن و دانش،روايات و سيره معصومان(ع)
ازدواج امام جواد (ع) با ام الفضل
در اين نكته اختلاف شده است كه آيا مامون دخترش ام الفضل را پيش از وفات امام رضا (ع) به ازدواج امام جواد (ع) در آورد يا پس از وفات آن حضرت؟
نگارنده: در سيره امام رضا (ع) گذشت كه مامون دخترش را به ازدواج امام جواد (ع) درآورد، بلكه وى را نامزد امام جواد (ع) قرار داد. از همين رو است كه برخى توهم كرده‏اند كه مامون دخترش را در زمان حيات امام رضا (ع) به ازدواج امام جواد (ع) درآورده است. اما حقيقت آن است كه مامون دخترش را در زمان حيات امام رضا (ع) به نامزدى امام جواد (ع) درآورد و پس از رحلت امام رضا (ع) ، ازدواج آن دو صورت گرفت.
شيخ مفيد گويد: مامون شيفته ابو جعفر (ع) بود. زيرا می ديد آن امام با آن سن و سال اندک در فضل و حكمت و علم و آداب و كمال عقل تا چه اندازه پيش است. به طورى كه هيچ كدام از مشايخ همعصر آن حضرت با وى برابرى نمى‏كردند. از اين رو دختر خويش را به همسرى امام جواد (ع) درآورد و در بزرگداشت و اكرام آن حضرت از هيچ كارى فروگذار نمى‏كرد.[1]
________________________________________
[1]سيره معصومان، ج 5، ص 220.

 

ازدواج امام جواد (علیه السلام) با دختر مامون

در شرح زندگانی امام رضا-علیه السلام-گفتیم که مامون چون در میان یک سلسله تنگناها و شرائط دشوار سیاسی قرار گرفته بود، برای رهایی از این تنگناها، تصمیم‏گرفت‏خود را به خاندان پیامبر نزدیک سازد، و بر همین اساس با تحمیل ولیعهدی بر امام هشتم می‏خواست‏سیاست چند بعدی خود را به مورد اجرا بگذارد.

از سوی دیگر، عباسیان از این روش مامون که احتمال می‏رفت‏خلافت را از بنی عباس به علویان منتقل سازد، سخت ناراضی بودند و به همین جهت‏به مخالفت‏با او برخاستند و چون امام توسط مامون مسموم و شهید شد آرام گرفتند و خشنود شدند و به مامون روی آوردند.
مامون کار زهر دادن به امام را بسیار سری و مخفیانه انجام داده بود و سعی داشت جامعه از این جنایت آگاهی نیابد و از همینرو برای پوشاندن جنایات خود تظاهر به اندوه و عزاداری می‏کرد، اما با همه پرده پوشی و ریاکاری، سرانجام بر علویان آشکار گردید که قاتل امام جز مامون کسی نبوده است، لذا سخت دل آزرده و خشمگین گردیدند و مامون بار دیگر حکومت‏خویش را در معرض خطر دید و برای پیشگیری از عواقب امر، توطئه دیگری آغاز کرد و با تظاهر به مهربانی و دوستی نسبت‏به امام جواد-علیه السلام-تصمیم گرفت دختر خود را به حضرت تزویج کند تا استفاده‏ای را که از تحمیل ولیعهدی بر امام رضا-علیه السلام-در نظر داشت از این وصلت نیز بدست آورد.
بر اساس همین طرح بود که امام جواد-علیه السلام-را در سال 204 ه. ق یعنی یک سال پس از شهادت امام رضا-علیه السلام-از مدینه به بغداد آورد و به دنبال مذاکراتی که در جلسه مناظره امام با یحیی بن اکثم گذشت (و قبلا آن را نقل کردیم) دختر خود «ام الفضل‏» را به همسری حضرت در آورد!
انگیزه‏ های مامون
این ازدواج که مامون بر آن اصرار داشت، کاملا جنبه سیاسی داشت‏و می‏توان دریافت که وی از این کار چند هدف یاد شده در زیر را تعقیب می‏کرد:
1-با فرستادن دختر خود به خانه امام، آن حضرت را برای همیشه دقیقا زیر نظر داشته باشد و از کارهای او بیخبر نماند (دختر مامون نیز براستی وظیفه خبرچینی و گزارشگری مامون را خوب انجام می‏داد و تاریخ شاهد این حقیقت است) .
2-با این وصلت، به خیال خام خویش، امام را با دربار پرعیش و نوش خود مرتبط و آن بزرگوار را به لهو و لعب و فسق و فجور بکشاند و بدین ترتیب بر قداست امام لطمه وارد سازد و او را در انظار عمومی از مقام ارجمند عصمت و امامت‏ساقط و خوار و خفیف نماید!
3-با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود باز دارد و خود را دوستدار و علاقه‏مند به آنان وانمود کند (1).
4-هدف چهارم مامون، عوامفریبی بود;چنانکه گاهی می‏گفت: من به این وصلت اقدام کردم تا ابو جعفر-علیه السلام-از دخترم صاحب فرزند شود و من پدر بزرگ کودکی باشم که از نسل پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و علی بن ابی طالب-علیه السلام-است. اما خوشبختانه این حقه مامون نیز بی نتیجه بود زیرا دختر مامون هرگز فرزندی نیاورد! (2) و فرزندان امام جواد-علیه السلام-همگی از همسر دیگر امام بودند.
اینها انگیزه‏های مامون از این ازدواج بود. حال باید دید امام جواد-علیه السلام-چرا با این ازدواج موافقت کرد؟
از آنجا که بی هیچ شکی، امام اهداف و مقاصد واقعی مامون را از این گونه‏کارها می‏دانست و نیز می‏دانست که او همان کسی است که مرتکب جنایت‏بزرگ قتل پدرش امام رضا-علیه السلام-شده، به نظر می‏رسد که موافقت امام با این ازدواج عمدتا بر اثر فشاری بوده است که مامون از پیش بر امام وارد کرده بوده است، زیرا ازدواجی اینچنین، تنها به مصلحت مامون بوده است نه به مصلحت امام! نیز می‏توان تصور کرد که نزدیکی امام به دربار می‏توانست مانع ترور حضرت از طرف معتصم و عامل پیشگیری از سرکوبی سران تشیع و یاران برجسته امام توسط عوامل خلیفه باشد، و این، به یک معنا می‏توانست‏شبیه قبول وزارت هارون از طرف علی بن یقطین یعنی نفوذ در دربار خلافت‏به نفع جبهه تشیع باشد.
________________________
1) پیشوای نهم حضرت امام محمد تقی-علیه السلام-، مؤسسه در راه حق، قم، 1366 ه. ش، ص 38.
2) ابن واضح، تاریخ یعقوبی، نجف، المطبعة الحیدریة، 1384 ه. ق، ج 3، ص 189-ابن شهراشوب، مناقب آل ابی طالب، قم، المطبعة العلمیة، ج 4، ص 380. مامون قبلا هم به همین منظور یکی از دختران خود را به امام هشتم تزویج کرده و در آن مورد نیز ناکام مانده بود
!

 

سيماى پرفروغ و عالمتاب امام جواد عليه‏ السلام

سيماى پرفروغ و عالمتاب امام جواد (ع) نه تنها شيعيان را شيداى جمال و جلال خويش ساخته، كه دانشمندان اهل سنّت را نيز از سكوت و خاموشى رهانيده است.

آنان در منابع تاريخى و حديثى خويش، به قدر ايمان و معرفت خود، زبان به حقيقت گشوده‏اند و شخصيت آسمانى پيشواى نهم شيعيان را چنين به تصوير كشيده‏اند:
1. سبط ابن جوزى حنفى (متوفّاى 654 ق.):
«و محمد، الامام ابوجعفر الثانى كان على منهاج أبيه فى العلم و التقى و الزهد و الجود... و كان يلقّب بالمرتضى والقانع...».[1]
2. كمال الدين محمد بن طلحه شافعى (متوفّاى 652 ق.):
«... و ان كان صغير السّنّ فهو كبيرالقدر، رفيع الذّكر...».[2]
3. شمس الدّين ذهبى (748 ق.):
«كان محمّد يلقّب بالجواد و بالقانع والمرتضى، و كان من سروات آل بيت النبى صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم ... و كان أحد الموصوفين بالسّخاء فلذلك لقّب الجواد...»[3].
4. ابن صبّاغ مالكى (متوفّاى 855 ق.):
«و هو الامام التّاسع... عرف بأبى جعفرالثانى، و ان كان صغيرالسّنّ فهو كبير القدر، رفيع الذّكر، القائم بالامامة بعد علىّ بن موسى الرّضا... للنصّ عليه والاشارة له بها من أبيه كما أخبر بذلك جماعة من الثّقات العدول».[4]
5. عبداللّه بن محمّد بن عامر شبراوى شافعى (متوفّاى 1154 ق.):
«... و كراماته رضى‏اللّه عنه كثيرة و مناقبه شهيرة، ثمّ ذكر بعض مناقبه و ختم حديثه بقوله: و هذا من بعض كراماته الجليلة و مناقبه الجميلة».[5]
در طاعت كردگار
امام جواد عليه‏السلام عابدترين فرد زمانش بود. محبّت و علاقه‏اش نسبت به باريتعالى وصف نشدنى و خوف، خشوع و اخلاصش در طاعت و عبادت خداوند ستودنى است. براى ترسيم جلوه‏هاى عبادى آن حضرت، به چند نمونه بسنده مى‏كنيم:
الف) نماز
امام جواد عليه‏السلام علاوه بر عبادات و نوافل معمول، نافله مخصوصى داشت. نافله آن حضرت دو ركعت بود؛ در هر ركعت، سوره فاتحه را قرائت مى‏نمود و آنگاه هفتاد مرتبه سوره اخلاص را تكرار مى‏كرد.[6]
هرگاه وارد ماه جديد مى‏شد، در روز اوّل ماه، دو ركعت نماز به جاى مى‏آورد؛ در ركعت اوّل، بعد از سوره حمد، به تعداد روزهاى ماه (30 مرتبه) سوره توحيد را مى‏خواند. در ركعت دوم بعد از حمد، سوره انّاانزلناه را مثل ركعت اوّل تلاوت مى‏كرد.[7]
ب) روزه
روزه‏هاى مستحبّى آن حضرت نيز زياد بود. پانزدهم و بيست و هفتم ماه رجب روزه مى‏گرفت. اهل خانه و غلامانش نيز او را در روزه گرفتن همراهى مى‏كردند.[8]
علاوه بر اين، گاهى ميزان عبوديت و بندگى خويش را نسبت به مقام لايزال الهى با اذكار و ادعيه ابراز مى‏نمود. برخى از مناجات و ادعيه آن حضرت عبارت است از:
الف) در حال قنوت
«اللّهمّ أنت الاوّل بلا اوّليّة معدودة، و الآخر بلا آخريّة محدودة، أنشأتنا لا لعلّة اقتساراً، واخترعتنا لا لحاجة اقتداراً، و ابتدعتنا بحكمتك اختياراً، و بلوتنا بأمرك و نهيك اختباراً، و ايّدتنا بالآلات، و منحتنا بالأدوات، و كلّفتنا الطّاقة، و جشمتنا الطّاعة، فأمرت تخييراً و نهيت تحذيراً، و خوّلت كثيراً، و سألت يسيراً، فعصى أمرك فحلمت، و جهل قدرك فتكرّمت...»[9]
ب) بعد از نماز
«رضيت بااللّه ربّاً، و بالاسلام ديناً، و بالقرآن كتاباً، و بمحمّد نبيّاً، و بعلىٍّ وليّاً، والحسن، والحسين، و علىّ بن الحسين، و محمّد بن علىّ، و جعفر بن محمّد، و موسى بن جعفر، و علىّ بن موسى، و محمّد بن علىّ، و علىّ بن محمّد، والحسن بن علىّ، و الحجّة‏بن الحسن بن علىّ، أئمّةً.
اللّهمّ وليّك الحجّة فاحفظه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و من فوقه و من تحته، وامدد له فى عمره، و اجعله القائم بأمرك، المنتصرلدينك و أره ما يحبّ و تقرّبه عينه فى نفسه و فى ذرّيته و أهله و ماله و فى شيعته و في عدوّه، و أرهم منه ما يحبّ و تقرّبه عينه، واشف به صدورنا و صدور قوم مؤمنين.»[10]
ج)براى برآورده شدن حاجت
راوى مى‏گويد: نامه‏اى خدمت امام جواد عليه‏السلام فرستادم. در آن نامه، از حضرت تقاضا كرده بودم كه دعايى برايم ياد بدهد. آن حضرت اين گونه برايم نوشت:
تقول اذا اصبحت و أمسيت: «اللّه اللّه اللّه، ربّى الرّحمن الرّحيم، لا اشرك به شيئاً» و ان زدت على ذلك فهو خير، ثمّ تدعو بما بدأ لك فى حاجتك، فهو لكل شى‏ء باذن اللّه تعالى، يفعل اللّه ما يشاء.[11]
________________________________________
[1]اصول كافى، ج 1، ص 353؛ بحارالانوار، ج 50، ص 68.
[2]مطالب السّؤول، ابن طلحه شافعى، ص 239؛ الفصول المهمّه، ص 252.
[3]الوافى بالوفيات، ج 4، ص 105.
[4]الفصول المهمّه، ص 251.
[5]الاتحاف بحبّ الاشراف، ص 168.
[6]اعلام الهدايه، ج 11، ص 39، به نقل از حياة الامام محمد الجواد(ع)، ص 67.
[7]همان، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 220.
[8]همان، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 222.
[9]همان، ص 41، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 212.
[10]همان، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 214 و 215.
[11]همان، به نقل از مستدرك عوالم العلوم، ج 23، ص 218.

 

امام جواد عليه السلام غريب بغداد

الف) سيماى جواد الائمه در يك نگاه
امام محمد بن على عليهما السلام (جواد الائمه) نهمين امام از خاندان اهل بيت عليهم السلام است . القابى كه براى آن امام برشمرده‏اند و هر يك گوياى بعدى از شخصيت آسمانى حضرت است، عبارت‏اند از: «مختار، مرتضى، متوكل، متقى، زكى، تقى، منتجب، مرتضى، قانع، جواد، عالم ربانى، منتجب المرتضى و ... .» (1)

ابن صباغ مالكى از القاب «جواد، قانع، مرتضى‏» ياد مى‏كند و مى‏گويد: مشهورترين لقب امام، «جواد» است . (2) شيخ صدوق نيز مى‏نويسد: به محمد بن على الثانى، تقى گفته شد; چون از خدا تقوا پيشه كرد و زمانى كه مامون شبانه با حالتى مست وارد شد و او را با شمشير زد و گمان كرد حضرت را كشته است، خداوند او را نگه داشت . (3)
كنيه‏هاى حضرت نيز عبارت‏اند از: ابو جعفر ثانى (كنيه جدش امام باقر عليه السلام) و ابو على . (4)
به نوشته ابن صباغ مالكى، چهره‏اى سفيد و اندامى متوسط داشت (5) و نقش انگشترش به نقل طبرى «العزة لله‏» مانند انگشتر پيامبر صلى الله عليه و آله بود . (6)
مادر حضرت، سبيكه نوبيه بود . (7) به نقل شيخ مفيد فرزندان حضرت «على الهادى عليه السلام، موسى، فاطمه، امامه‏» بودند (8) و طبرسى از دختران به «حكيمه، خديجه، ام كلثوم‏» اشاره مى‏كند و مى‏گويد: برخى تنها از فاطمه و امامه ياد كرده‏اند . (9)
شيخ طوسى روز دهم رجب را سال تولد وى مى‏داند (10) و به نقل طبرسى آن امام در عصر معتصم به شهادت رسيد . (11) در اين هنگام، 25 سال و 2 ماه و 18 روز از دوران حيات امام مى‏گذشت . (12)
مرحوم كلينى مى‏نويسد:
«محمد بن على عليهما السلام در حالى كه 25 سال و سه ماه و دوازده روز از عمرش مى‏گذشت، در روز سه شنبه، 6 روز قبل از ذى حجه سال 220 ه . ق شهيد شد و بعد از پدر ده سال (منهاى بيست روز) زندگى كرد .» (13)
ايشان با محمد امين بن هارون تا سال 198 ه . ق (قبل از امامت) معاصر بود . از آن پس با مامون بن هارون (از 198 تا 218 قبل از امامت و 218 تا 203 در زمان امامت) هم عصر بود و سرانجام با معتصم عباسى از 17 رجب يا شعبان 218 ه . ق تا لحظه شهادت، ذى قعده 220 ه . ق معاصر بود .
اينك كه در آستانه شهادت جانگداز آن امام بزرگ و غريب قرار گرفته‏ايم، به بازخوانى گوشه‏هايى از مظلوميتش در طول دوره امامت تا لحظه شهادت مى‏پردازيم: (14)
ب) رنج هاى امام جواد عليه السلام
امام جواد عليه السلام از همان آغاز امامت‏با سيل رنجها رويارو بود; مشكلاتى كه گاه از سوى حاكمان، زمانى از طرف كارگزاران و منسوبين به طاغوتها و گاهى از سوى جاهلان، متعصبان، گروههاى انحرافى و ... ايجاد مى‏شد . اينك نمونه‏هايى را مرور مى‏كنيم:
1 . شكستن حريم امامت
محمد بن ريان مى‏گويد: مامون به هر حيله‏اى متوسل مى‏شد تا بر امام نفوذ كند، اما ممكن نمى‏شد، تا اينكه اين فرصت هنگام ازدواج دخترش با امام به دست آمد .
وقتى مى‏خواست دخترش، ام فضل را به خانه زفاف امام جواد عليه السلام بفرستد، دويست دختر از زيباترين كنيزكان خود را طلبيد و به هر يك جامى كه داخل آن گوهرى بود، داد تا وقتى در جايگاه نشست، از او استقبال كنند، اما حضرت به هيچ يك توجهى نكرد . در آنجا مردى بود كه مخارق ناميده مى‏شد و صاحب صدا و عود و ضرب بود و ريشى دراز داشت . مامون او را طلبيد . در گفتگوى مامون و مخارق، مخارق گفت: اگر به چيزى از امور دنيا مشغول باشد، من براى مقصود شما كفايت مى‏كنم . آن گاه رو به روى امام نشست، مانند الاغ عرعرى كرد و وقتى توجه همه را جلب نمود، شروع به نواختن كرد . امام دقايقى بى توجهى كرد و ناگهان سر برداشت و فرمود: «اتق الله يا ذا العثون; اى ريش دراز از خدا بپرهيز .» مخارق چنان از فرياد امام وحشت كرد كه ساز و عود از دستش افتاد و تا لحظه مرگ دستش فلج ماند .
وقتى مامون از دليل آن حالت پرسيد، گفت: از وقتى ابوجعفر بر سرم فرياد كشيد، وحشتى مرا فرا گرفت كه هرگز از جانم بيرون نمى‏رود . (15)
2 . تهمت مستى و ...
فضاى تنگ و خفقان آلود حاكم بر جامعه چنان امام و يارانش را در تنگنا قرار داده بود كه گاه افراد وابسته به طاغوت به آن حضرت توهينهاى سنگينى مى‏كردند و امام تنها به شكوه به درگاه الهى بسنده مى‏كرد . از جمله، عمر از خاندان فرج كه با چپاول و رشوه و دزدى ثروت زيادى فراهم آورده بود و در حكومت‏بنى عباس نفوذ داشت، مدتى فرماندار مدينه شد و در همان زمان نسبت‏به خاندان نبوت خشونت‏به خرج مى‏داد و كار را به جايى رساند كه به امام گفت: به گمانم تو مست هستى! امام جواد عليه السلام در مقابل اين گستاخى تنها به درگاه الهى پناه برد و فرمود: «اللهم ان كنت تعلم انى امسيت لك صائما فاذقه طعم الخرب و ذل الاسر; خدايا! چنانچه تو مى‏دانى امروز براى تو روزه بودم، پس طعم غارت شدن و خوارى اسارت را به او بچشان .»
طولى نكشيد كه در سال 233 ه . ق متوكل بر او غضب كرد و دستور داد 120 هزار دينار به عنوان ماليات و 150 هزار دينار از برادرش بگيرند . او بار ديگر به عمر غضب كرد و دستور داد هر چه مى‏توانند بر گردنش ضربه بزنند و 6هزار ضربه زدند و بار سوم كشان كشان به بغداد بردند و همان جا در اسارت مرد . واقعه توهين به امام جواد عليه السلام چنان سنگين بود و دل امام هادى عليه السلام را به درد آورده بود كه وقتى خبر مرگ عمر را آوردند، 24 مرتبه «الحمد لله‏» گفت . (16)
3 . توطئه قتل به اتهام خروج
قطب راوندى از ابن ارومه چنين نقل مى‏كند: معتصم تعدادى از وزرايش را فرا خواند و گفت: بر عليه محمد بن على بن موسى عليهم السلام نزد من شهادت دروغ دهيد و بنويسيد كه مى‏خواهد خروج كند . آن گاه امام را خواست و گفت: تو عليه من توطئه كرده‏اى! امام فرمود: «والله ما فعلت‏شيئا من ذلك; به خدا سوگند! من چنين كارى نكرده‏ام .»
مامون بر وجود شاهدان پاى فشرد . امام هم دستش را بلند كرد و عرض كرد: «اللهم ان كانوا كذبوا على فخذهم; خدايا اگر بر من دروغ بسته‏اند، آنها را بگير .» در آن لحظه ايوان لرزيد و هر يك از اطرافيان معتصم كه بر مى‏خاست، بر زمين مى‏افتاد . معتصم عرض كرد: «يا ابن رسول الله! انى تائب مما فعلت فادع ربك ان يسكنه; اى پسر رسول خدا! از آنچه كردم، توبه نمودم . از پروردگارت بخواه كه آن را آرام سازد .» اين بار امام دست‏بلند كرد و عرض كرد: «اللهم سكنه و انك تعلم انهم اعداؤك و اعدائى; خدايا! آرامش ساز و تو مى‏دانى كه آنها دشمنان تو و من هستند .» در پى اين دعا آرامش به ايوان بازگشت . (17)
به كاخ سلطنت گفتا خليفه با وزيران كاى***ابا جعفر ترا قصد خروج و انقلاب آمد
ز روى افترا، اوراقى آوردند كاينها را***گرفتيم از غلامانت، چه نزدت گو جواب آمد
بگفتا: بارالها! افترا بستند اگر بر من***بگير اين دشمنان، كاين افترا حقش عقاب آمد
كه ناگه كاخ گشتى زير و رو، كآن قوم افتادند***خليفه ديد هر يك از خنازير و كلاب آمد
به پوزش معتصم بر دست و پا افتاد و تائب شد***بگفت اين كاخ ساكن كن، كه سخت اين اضطراب آمد
بگفتا: بارالها! ساكن اين قصر معلق كن***كه كاذب توبه كرد، از تو قبول مستتاب آمد (18)
ج) اخبار شهادت امام جواد عليه السلام
مسعودى مى‏نويسد: وقتى ابوجعفر به دنيا آمد، ابوالحسن (امام رضا عليه السلام) به يارانش فرمود: «فى تلك الليلة قد ولد لى شبيه موسى بن عمران فالق البحار [و شبيه عيسى بن مريم] قدست ام ولدته فلقد خلقت طاهرة مطهرة . [ثم قال] بابى و امى شهيد يبكى عليه اهل السماء يقتل غيظا و يغضب الله على قاتله فلا يلبث الا يسيرا حتى يعجل الله به الى عذابه الاليم و عقابه الشديد; (19) در اين شب براى من فرزندى شبيه موسى بن عمران به دنيا آمد كه شكافنده درياهاست، [و شبيه عيسى بن مريم] مادرش مقدس است و پاك و پاكيزه خلق شد . به جان پدر و مادرم شهيدى مى‏شود كه اهل آسمان بر او مى‏گريند . از روى خشم كشته مى‏شود و خدا بر قاتل او خشم مى‏گيرد; پس [قاتل او] نمى‏ماند مگر اندكى تا اينكه خدا عذاب دردناك و عقاب شديد را به سوى او مى‏فرستد .»
امام جواد عليه السلام خود فرموده بود كه «سى ماه بعد از مامون اجل او فرا خواهد رسيد . (20) » و به گفته محمد بن الفرج آن حضرت به او نوشته بود: «خمس را برايم بفرستيد كه بيشتر از امسال در بين شما نيستم .» (21)
مرحوم كلينى نيز حكايتى دردناك از اين آگاهى امام به شهادتش نقل مى‏كند و به نقل از اسماعيل بن مهران مى‏نويسد: وقتى ابوجعفر عليه السلام از مدينه به بغداد براى بار اول مى‏خواست‏برود، گفتم: من بر شما مى‏ترسم . با چهره‏اى گشاده، فرمود: غيبت من در اين سال نيست . وقتى بار دوم به سوى معتصم مى‏رفت، گفتم: شما مى‏رويد، بعد از شما امامت‏با كيست؟ حضرت جواد عليه السلام چنان گريست كه محاسنش خيس شد و فرمود: «بعد از من امر امامت مربوط به فرزندم على عليه السلام است .» (22)
د) چگونگى شهادت امام جواد عليه السلام
سابقه خباثت و دشمنى معتصم، خليفه عباسى، نشان مى‏دهد كه دستور قتل توسط وى صادر شده است; هرچند عاملان مستقيم آن به نقلهاى مختلف، افراد مختلفى باشند و يا هر يك از آنها به عنوان تكميل كننده پرونده شهادت حضرت عمل كرده باشند . اين موضوع به قدرى روشن بود كه مسعودى مى‏نويسد: «فلما انصرف الى العراق لم يزل المعتصم و جعفر بن المامون يدبرون و يعملون الحيلة فى قتله; (23) وقتى امام جواد عليه السلام [از مكه با همسرش] به عراق بازگشت، معتصم و جعفر بن مامون دائما در تدبير و دست‏به كار چاره‏اى براى قتل او بودند .» روايتهاى مختلفى كه به دست آمده، چنين است:
1 . روايت مسعودى
روايت فوق عامل اصلى قتل را خليفه عباسى معرفى مى‏كند، مسعودى در ادامه مى‏نويسد: جعفر بن مامون كه از كينه ام فضل نسبت‏به امام (به دليل برترى ام ابى الحسن نزد امام) خبر داشت و مى‏دانست كه ام فضل از او صاحب فرزند نشده است، در انگور رازقى سم ريخت و ام فضل با تعريف و تمجيد آن را به امام داد و حضرت خورد . در اين هنگام پشيمان شد و گريست . امام فرمود: گريه‏ات براى چيست؟ به خدا قسم خدا به فقرى گرفتارت كند كه نجات نيابى و به بلايى كه پوشانده نشود .» (24)
2 . روايت ابن شهرآشوب
معتصم به عبدالملك زيات، وزير خود در مدينه، نوشت كه امام و ام فضل را راهى بغداد كند . او هم على بن يقطين را مطلع كرد و امام راهى شد . معتصم حضرت را گرامى داشت و اشناس (فرمانده ارتشى) را با هدايايى به استقبال فرستاد . همراه آنها شربت ترش مزه (ريواس) آلوده به زهر را هم داد و گفت: اين شربت را با يخ خنك كرده‏ايم و اميرالمؤمنين، احمد بن ابى دؤاد، سعد بن خصيب و جماعتى از بزرگان هم نوشيده‏اند و خليفه دستور داده تا خنك است‏شما هم بنوشيد . امام فرمود: شب مى‏نوشم . گفت: آن وقت‏برفش آب مى‏شود . وى آن قدر اصرار كرد كه امام آن را نوشيد . (25)
3 . روايت عياشى
زرقان دوست صميمى ابن ابى دؤاد، بعد از نقل ماجراى قضاوت فقهاء و امام در مورد قطع دست دزد كه به رسوايى قاضيان و سربلندى امام انجاميد، می گويد: سه روز بعد، ابى دؤاد نزد خليفه رفت و گفت: حق اميرالمؤمنين به گردن من باشد، خيرخواهى در بقاء حكومت و شما بر من واجب است و از اين حق روى بر نمى‏گردانم، هرچند مرا در آتش بسوزانند . او گفت: آن چيست؟ ابن ابى دؤاد گفت: وقتى اميرمؤمنان در مجلس فقها رعيتش را جمع مى‏ كند تا درباره مسئله‏اى حكم دهند، آن گاه آنان حكم را براساس آنچه نزدشان ثابت است، اعلام مى‏دارند و اين در حالى است كه وزيران و حاجبان و خانواده خليفه در مجلس حضور دارند و مردم عوامى كه در پشت درها هستند، مطالب را مى‏شنوند، آن گاه امير از گفته فقهاء دربار روى بر مى‏تابد و به گفته مردى عمل مى‏كند كه بيشتر اين امت‏به امامتش معتقدند و او را سزاوارتر از خليفه مى‏دانند، با همه اينها، اميرمؤمنان چگونه مى‏تواند از عدم اطاعت مردم و شكست‏حكومت عباسيان آسوده خاطر باشد؟ رنگ از چهره معتصم پريد و گفت: «جزاك الله عن نصيحتك خيرا .» معتصم روز چهارم به يكى از وزيران دستور داد حضرت را دعوت و مسموم كند و اگر قبول نكرد، بگويد: مجلس خصوصى است . وزير چنان كرد و امام چون لقمه اول را در دهان گذاشت و احساس مسموميت كرد، دستور داد مركبش را براى رفتن آماده كنند و در مقابل اصرار ميزبان فرمود: خروج من از خانه به نفع توست . امام آن روز و شب را در اثر مسموميت در بستر افتاد و سرانجام به شهادت رسيد .» (26)
---------------------------------------------------------------
1) ر . ك: دلائل الامامة طبرى، ص 396; الارشاد، ص‏327; اعلام الورى، ج‏2، ص‏91; كشف الغمه، ج‏2، ص 343; بحار الانوار، ج‏50، ص‏16 .
2) فصول المهمة، ص‏254; بحار الانوار، ج‏50، ص‏15 .
3) معانى الاخبار، ص‏65; بحار الانوار، ج‏50، ص‏16 .
4) بحار الانوار، ج‏50، ص‏13; دلائل الامامة، ص‏396 .
5) فصول المهمه، ص‏254; بحار الانوار، ج‏50، ص‏15 .
6) دلائل الامامة، ص‏397 .
7) برخى هم خيزران يا بانويى از اهل بيت ماريه همسر پيامبر صلى الله عليه و آله، ريحانه و كنيه‏اش ام الحسن، سكينه، دره و اهل مريسيه دانسته‏اند; كافى، ج‏1، ص‏492; ارشاد مفيد، ص‏297; مناقب ابن شهرآشوب، ج‏4، ص‏379 .
8) ارشاد مفيد، ص‏327 .
9) بحار الانوار، ج‏50، ص‏13 .
10) مصباح المتهجد، ص‏805; بحار الانوار، ج‏50، ص‏7 .
11) ارشاد، ص‏319; درباره اقوال ديگر، ر . ك: دلائل الامامه، ص‏394; بحار الانوار، ج‏50، ص‏7 .
12) كافى، ج‏1، ص‏492; درباره اقوال ديگر، ر . ك: همان ج‏1، ص‏497 .
13) كافى، ج‏1، ص‏497 .
14) درباره امام جواد عليه السلام به مقالاتى كه پيرامون اين شخصيت آسمانى در ماهنامه مبلغان نگاشته شده رجوع كنيد، اين مقالات عبارت‏اند از:
«نگاهى به سيره تبليغى امام جواد عليه السلام‏» ش 2، محمد حاج اسماعيلى;
«امامت جواد الائمه عليه السلام با نگرشى بر مسئله امامت و بلوغ جسمى‏» ش‏9، محمد عابدى;
«مناظره‏اى از امام جواد عليه السلام‏» ش‏33، سيدجواد حسينى;
«ماجراى شهادت امام محمدتقى عليه السلام‏» ش‏37، سيد مجتبى اهرى;
«امام جواد عليه السلام پاسدار حريم وحى‏» ش‏45، عبدالكريم پاك نيا .
15) كافى، ج‏1، ص‏494; مناقب ابن شهرآشوب، ج‏4، ص‏396 .
16) بحار الانوار، ج‏50، ص‏62 و 221; كافى، ج‏1، ص‏496 .
17) الخرائج و الجرائح، ج‏2، ص‏671; بحار الانوار، ج‏50، ص‏45; اثبات الهداة، ج‏6، ص‏187 .
18) ديوان الادب، علامه محمد صالح حائرى مازندرانى، ص 282 .
19) اثبات الوصية، ص‏210; عيون المعجزات، ص‏118 (با اختلاف) .
20) بحار الانوار، ج‏50، ص‏64 .
21) اعلام الورى، ج‏2، ص‏1001; بحار الانوار، ج‏50، ص‏63 .
22) كافى، ج‏1، ص‏323 .
23) اثبات الوصية، ص‏219 - 220; عيون المعجزات، ص‏129 (با اختلاف) .
24) اثبات الوصية، ص‏219; عيون المعجزات، ص‏129; بحار الانوار، ج 5، ص‏16 .
25) مناقب، ج‏4، ص‏384; بحار الانوار، ج‏50، ص‏8 .
26) تفسير عياشى، ج‏1، ص‏391; وسايل الشيعه، ج‏18، ص‏490; بحار الانوار، ج‏50، ص‏5 .

 

زندگانی امام جواد عليه السلام

نام مبارك امام نهم «محمد»، كنيه‌ي حضرت «ابوجعفر» و لقب او «تقي» و «جواد» ، ولادت ايشان در سال 195 ه.ق در شهر مدينه بوده، در روز و ماه ولادت آنجناب بين مورخين اختلاف شده، عده‌اي آنرا نيمه ماه رمضان و بعضي دهم ماه رجب ذكر كرده‌اند.

مادر حضرت «سبيكه» از خاندان «ماريه‌ي قبطيه»» همسر پيامبر خدا به شمار مي‌رود، از نظر فضائل اخلاقي در درجه‌ي والايي قرار داشت و برترين زنان زمان خود بود. امام هشتم حضرت علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) از او به عنوان بانويي منزه و پاكدامن ياد مي‌فرمود.
به هنگام شهادت پدر بزرگوار خويش، حضرت حدود هشت سال داشتند.
ـ خلفاي معاصر حضرت
دو خليفه‌ از خلفاي عباسي معاصر با عصر امام جواد (عليه‌السلام) بودند.
1ـ مأمون (193-218)
2ـ معتصم (218-227)
ـ امامت در سنين كودكي
در امر امامت آنچه مهم است، تنصيص امام سابق بر امامت امام پس از خود مي‌باشد كه شيخ مفيد آنرا از شماري از اصحاب بزرگ و نزديك به امام (عليه‌السلام) درباره‌ي امامت امام جواد (عليه‌السلام) نقل كرده از آن جمله: علي بن جعفر بن محمد الصادق (عليهماالسلام)، صفوان بن يحيي، معمر بن خلّاد، حسين بن بشّار، ابن ابي نصر بزنطي، ابن قيام واسطي، حسن بن جَهم، ابويحيي صنعاني خيراتي و گروهي ديگر.
از اين روايات به خوبي برمي‌آيد كه امام رضا (عليه‌السلام) در موارد متعدد و مناسبتهاي گوناگون، امامت فرزند بزرگوارشان را گوشزد كرده و اصحاب را در جريان امر گذاشته است و نزد شيعيان و علماء شيعه اصلا مسئله‌ي كوچكيِ سنّ مطرح نبوده بلكه عقيده ايشان بر اين پايه بوده كه اگر امر از جانب خدا باشد فرقي بين طفل يك روزه و شيخ صد ساله نيست و اين از مسلمات عقائد شيعه است.
اما از آنجا كه حضرت جواد (عليه‌السلام) نخستين امامي بود كه در سن كودكي جانشين پدر بزرگوار خود امام رضا (عليه‌السلام) گشت طبعاً بين ضعفاي شيعه و همچنين علماء اهل سنت و فِرَق ديگر اين سؤال پيش مي‌آمد كه چگونه يك انسان 8 ساله مي‌تواند مسؤوليت حساس و سنگين امامت و پيشوايي مسلمانان را برعهده بگيرد و بعبارت ديگر آيا ممكن است انساني در چنين سن بتواند جانشين پيامبر خدا باشد؟
از اينرو گروههاي مختلفي از شيعيان براي اطمينان قلب از راههاي دور و نزديك به محضر امام (عليه‌السلام) شرفياب شده و بعد از سؤالهاي گوناگوني كه از جنابش مي پرسيدند و معجزات و غيب‌گويي‌هاي حضرت، دلشان آرام گشته و به امامت آنحضرت اقرار مي‌كردند. مجالس زيادي امام (عليه‌السلام) براي پاسخ گويي به سؤالات ايشان حاضر شد و از آنجا كه علم او علم رسول الله بود به تمامي سؤالات ايشان پاسخ مي‌داد.
گاهي بعضي از دوستان حضرت متعرّض كمي سن آنحضرت مي‌شدند، آن حضرت در جواب، اشاره به جانشيني سليمان از داود (علي نبينا و آله و عليهما السلام) كرده و مي‌فرمود: حضرت سليمان، هنگامي كه هنوز كودكي بيش نبود و گوسفندان را به چرا مي برد، حضرت داود او را جانشين خود كرد، در حالي كه عبّاد و علماي بني اسرائيل اين عمل او را انكار مي‌كردند.
در اينجا لازم به ذكر است كساني كه عقائد شيعه را زير سؤال مي‌برند و بدون علم و آگاهي، سخن از بطلان عقيده‌ي شيعه از جمله صحيح بودن امامت يك طفل به ميان مي‌آورند بايد به آنها گفته شود كه شما حتي كلام خدا را نخوانديد و نفهميديد. خداوند درباره‌ي حضرت يحيي مي فرمايد:«و آتيناه الحكم صبيّاً ؛ يعني ما به يحيي در كودكي مقام نبوت داديم.»
حضرت عيسي (علي نبينا و آله و عليه‌السلام) در گهواره فرمود: « انّي عبدالله آتاني الكتاب و جعلني نبيّا ؛ من بنده‌ي خدا هستم او به من كتاب عطا كرده و مرا پيامبر قرار داده است.»
امام رضا (عليه‌السلام) به يكي از ياران خود به نام «معمر بن خلاد» فرمودند: « من ابو جعفر را جانشين خود قرار دادم، ما خانداني هستيم كه كوچكتران ما مو به مو از بزرگانمان ارث مي‌برند.»
ـ مناظرات علمي امام جواد (عليه‌السلام)
يكي از شاخصه‌هاي دوران امامت امام جواد (عليه‌السلام) تشكيل مجالس مناظره و سؤال و جواب از وجود مقدس آن حضرت بود. امام (عليه‌السلام) از دو جهت به مناظرات علمي دعوت مي‌شد. نخست از طرف شيعيانِ خود كه با توجه به سنّ كم آن حضرت مي‌خواستند علم الهي امام را دريابند. دوم از جانب حكومت، به ويژه مأمون و معتصم. از آنجا كه شيعيان، مدّعي علم الهي براي امامان خود بودند، خلفاء مي‌كوشيدند با تشكيل مجالس مناظره، آنان را رودرروي برخي از دانشمندان بنام زمان قرار دهند تا شايد در پاسخ برخي از پرسشها درمانده شده و شيعيان از اين رهگذر، در اعتقاد خود دچار مشكل شوند. البه در ظاهر هدف خود را عكس آنچه گذشت نشان مي‌دادند و بگونه‌اي وانمود مي‌كردند كه براي نشان دادن دانش امام دست به اين اقدام زده‌اند.
ـ مناظره درباره‌ي فضائل خلفاء
در ضمن مناظراتي كه با حضرت جواد (عليه‌السلام) مي‌شد يحيي بن اكثم كه از قضات مشهور و علماء بنام آنزمان بود سؤالاتي در باب فضائل خلفاء از آنحضرت نمود. ابتدا روايتي را مطرح كرد كه در ضمن آن چنين آمده: جبرئيل از طرف خدا به رسولش گفت: از ابوبكر سؤال كن، آيا او از من راضي است؟ من كه از او راضي هستم.
امام (عليه‌السلام) در آن مجلس كه تعداد زيادي از علماي اهل سنت حضور داشتند فرمود:« من منكر فضل ابوبكر نيستم، ولي كسي كه اين روايت را نقل كرده مي‌بايست به روايتي كه از رسول خدا نقل شده و همه حديث شناسان صحّت آن را پذيرفته‌اند توجه داشته باشد، مبني بر اينكه آن حضرت در حجة الوداع فرمود: « نسبت سخنان دروغ و ساختگي بر من زياد شده و پس از اين زيادتر خواهد شد. كساني كه دروغ بر من مي‌بندند جايگاهشان از آتش پر خواهد شد. هنگامي كه حديثي از طرف من به شما مي‌رسد، آن را به كتاب خدا و سنت من عرضه كنيد، در صورتي كه با آن دو موافقت داشت آن را بپذيريد وگرنه كنارش بگذاريد. اكنون حديثي كه تو نقل مي‌كني، با كتاب خدا موافق نيست، زيرا خداوند در قرآن مي فرمايد: « و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد » يعني «و ما انسان را آفريديم و آنچه كه نفسش به آن وسوسه مي‌كند را مي‌دانيم و ما از رگ گردن به او نزديكتريم.»
آيا خدا از رضا و سخط ابوبكر آگاهي نداشت كه از او مي‌پرسد؟
پس از آن يحيي درباره‌ي روايت « مَثَل ابي بكر و عمر في الارض كَمَثَل جبرئيل و ميكائيل في السماء» پرسيد. معناي اين جمله يعني « مَثَل ابوبكر و عمر در زمين مَثَل جبرئيل و ميكائيل در آسمان است.» امام (عليه‌السلام) در جواب فرمودند: « محتواي اين روايت درست نيست؛ زيرا جبرئيل و ميكائيل همواره بندگي خدا را نموده و لحظه‌اي عصيان و نافرماني او را ننموده‌اند، در حاليكه ابوبكر و عمر پيش از آن كه اسلام بياورند، سالهاي طولاني مشرك بوده‌اند.
آنگاه يحيي از حديث « ابوبكر و عمر سيدا كهول اهل الجنّة » پرسيد. معناي اين جمله يعني «ابوبكر و عمر دو آقاي پيرمردان اهل بهشت هستند.» امام فرمود: « در بهشت جز جوان كسي وجود نخواهد داشت تا آن دو نفر, سيد و سرور آن پيران باشند.
لازم به ذكر است كه اهل سنت اين حديث را در مقابل كلام رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كه فرمودند:« الحسن و الحسين سيدا الشباب اهل الجنّة؛ يعني حسن و حسين (عليهماالسلام) دو سرور جوانان اهل بهشتند» جعل كرده‌اند.
سپس يحيي درباره‌ي حديث « انّ عمر بن الخطاب سراج اهل الجنّة » سؤال كرد. يعني «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است.» امام فرمودند: « در بهشت ملائكه‌ي مقرّبين خدا و حضرت آدم و حضرت محمد (صلي الله عليه و‌ آله) و تمامي انبياء الهي حضور دارند، آيا نور آنان براي روشن كردن بهشت كافي نيست كه نياز به نور خليفه‌ي دوم باشد؟
يحيي از حديث « اِنّ السَّكينةَ تَنطِقُ عَلي لِسان عُمَر » سؤال كرد. يعني « سنگيني و آرامش و وقار به هنگام سخن گفتن بر زبان عمر است.» حضرت فرمودند:‌« من منكر فضل عمر نيستم، اما ابوبكر كه از او با فضيلت تر بود بالاي منبر مي‌گفت: « انّ لي شيطاناً يعتريني، فاذا ملت فسدّدوني » يعني « همانا شيطاني همراه من است كه مرا اغوا مي‌كند,‌پس هرگاه از راه صحيح منحرف شدم (و حرف بي‌ربط زدم) مرا متوجه كنيد و جلوي مرا بگيريد.»
يحيي گفت: درباره‌ي اين حديث چه مي‌گوييد كه رسول خدا فرمود:« لو لم اُبعث لبعث عمر »؟ امام فرمود: كتاب خدا صادق تر است كه مي‌فرمايد: « و اذا اخذنا من النبيين ميثاقهم و منك و من نوح » خداوند كه از انبياء براي اداي رسالتشان پيمان گرفته و آن بزرگواران لحظه‌اي به وي شرك نورزيده‌اند، چگونه ممكن است بر خلاف پيمان خود، شخصي كه بخشي از عمرش را درحال شرك به خدا گذرانده به پيامبري برگزيند؟ همچنين روايت شما با حديث صحيح « نبّئت و آدم بين الروح والجسد» يعني من نبي بودم در حاليكه حضرت آدم بين روح و جسد بود، كه از رسول خدا نقل شده مباينت و منافات دارد.
يحيي پرسيد: از رسول خدا نقل شده كه فرمود:« ما احتبس عنّي الوحي قطّ الّا ظننته قد نزل علي آل الخطّاب» يعني‌: وحي بر من متوقف نشد مگر آنكه گمان كردم بر آل خطاب نازل شده. امام فرمودند: براي پيامبران جايز نيست حتّي لحظه‌اي در رسالت خود دچار ترديد شوند. از طرف ديگر خدا مي فرمايد: « الله يصطفي من الملائكة رسلا و من الناس» چگونه ممكن است كه نبوت از برگزيده خدا به كسي كه مدتها به او شركت ورزيده است منتقل شود؟
يحيي گفت: از پيامبر نقل شده كه فرمود:«لو نزّل العذاب لما نجي الا عمر» يعني اگر عذاب نازل مي‌شد نجات پيدا نمي‌كرد مگر عمر. امام فرمود: اين روايت با قرآن كه مي‌گويد:« و ما كان الله ليعذّبهم و انت فيهم و ما كان الله معذّبهم و هم يستغفرون » سازگار نيست. معناي آيه اين است كه خداوند ايشان را عذاب نمي‌كند تا آنهنگام كه تو در ميان ايشان هستي اي پيغمبر و عذاب كننده نيست ايشان را تا آنزمان كه استغفار مي‌كنند. »
بارزترين چيزي كه در اين مناظره جلب نظر مي‌كند روش صحيح مناظره با اشخاصي است كه به راههاي انحرافي كشيده شده و از صراط مستقيم كناره گرفته‌اند. امام (عليه‌السلام) با آنها محاجّه مي‌كند بر پايه ي اصولي كه خود آنها قبول دارند. آنها اتفاق دارند كه اگر حديثي مخالف با كتاب خدا بود، به فرمايش پيامبر خدا بايد آنرا كنار گذاشته و اعتقاد به آن پيدا نكنند. از اينرو امام (عليه‌السلام) كه قرآن ناطق است و سينه‌ي او گنجينه‌ي علوم قرآن است آنها را متوجه باطل بودن آن احاديث ساختگي مي‌فرمايد و با تلاوت قرآن، ضدّيت آن جملات دروغين را با كتاب خدا متعرض شده و در بخشي از آن كلمات جعلي هم آنها را به تعقل وا مي‌دارد و مي فرمايد كه از نيروي خدادادي خويش كمك گرفته ببينيد آيا اين كلام جاهلانه ممكن است از لسان مقدس پيامبر خدا صادر شده باشد؟!
البته اين احاديث جعلي آنچنان نزد اهل سنت معروف شده كه در كتابهاي خود آنها را ذكر كرده‌اند و ما به تعدادي از منابع آن در پاورقي اشاره كرده‌ايم.
ـ برخورد با فرقه‌هاي منحرف
امام جواد (عليه‌السلام) در برابر فرقه‌هايي كه در دوران آن حضرت وجود داشتند، شيعيان خود را آگاه ساخته و از انحراف از جاده‌ي حقيقت بر حذر مي‌داشتند. يكي از اين فرقه‌ها اهل حديث يا مجسمي مذهب بوده كه خدا را جسم مي‌پنداشتند. امام درباره‌ي آنان به شيعيان مي‌فرمود كه اجازه ندارند پشت هر كسي كه خدا را جسم مي‌داند نماز گزارده و به او زكات بپردازند. واقفه يكي ديگر از فرقه‌هاي موجود انشعابي از شيعه در زمان امام جواد بود كه به صورت مشكلي در مقابل شيعيان مطرح شده بود. آنان كساني بودند كه پس از شهادت امام كاظم (عليه‌السلام) بر آن حضرت توقف كرده و امامت فرزندش علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) را نپذيرفتند. وقتي از امام درباره‌ي نمازخواندن پشت سر واقفي مذهبان سؤال مي‌شد، آن حضرت در جواب، شيعيان را از اين كار نهي مي‌فرمودند.
زيديه نيز فرقه‌اي بود منشعب از شيعه، در روايتي از امام جواد (عليه‌السلام) آمده كه حضرتش فرمودند:«واقفيه و زيديه مصداق اين آيه از قرآن مي‌باشند كه «وجوهٌ يَومَئِذٍ خاشعَة عامِلَةٌ ناصِبَة » يعني در روز قيامت يك عدّه كه اهل آتش هستند بر چهره‌هايشان در آن روز غبار ذلت و خواري نشسته همچون كساني نمودار است كه شدت سختي‌هاي وارده بر چهره‌هاي ايشان نمودار است.
غلات نيز مورد تنفر امامان (عليهم‌السلام) بودند. خطر اينان براي شيعيان بسيار جدي بود. اينان به نام امامان‌، رواياتي را به دروغ ساخته و بدين وسيله شيعيان را كه پيرو ائمه بودند به انحراف مي‌كشاندند. امام جواد (عليه‌السلام) درباره‌ي ابوالخطاب كه از سران غلات بود فرمودند: « لعنت خدا بر ابوالخطاب و اصحاب او و كساني كه درباره‌ي لعن بر او توقف كرده و يا ترديد كنند.»
ـ مكتب علمي امام جواد (عليه‌السلام)
امامان عليهم‌السلام در زمان خود با توجه به وجود شرايط و زمينه فعاليتهاي علمي، شاگرداني را تربيت مي فرمودند و علم و دانش را توسط آنان در ميان افراد منتشر مي‌كردند. بديهي است كه شرائط اجتماعي و سياسي زمان ايشان يكسان نبوده و هر يك به فراخور آزادي بيان مشغول به فعاليت در اين قسمت مي‌شدند.
مثلاً در زمان امام باقر و امام صادق (عليهماالسلام) شرائط اجتماعي مساعد بود و به همين جهت تعداد شاگردان و راويان امام صادق (عليه‌السلام) بالغ بر 4 هزار نفر مي‌شد، ولي از دوران امام جواد تا زمان امام عسكري (عليهماالسلام) به دليل فشارهاي سياسي و كنترل شديد فعاليت آنان از طرف دربار خلافت، شعاع فعاليت ايشان بسيار محدود بود. بنابراين اگر مي‌خوانيم كه تعداد راويان و اصحاب حضرت جواد (عليه‌السلام) قريب به صد و ده نفر يا صد و بيست نفر بوده، جاي تعجب نيست زيرا از يك سو آن حضرت شديداً تحت مراقبت و كنترل سياسي بود و از طرف ديگر در سن 25 سالگي حضرت به شهادت رسيدند.
ـ گوشه‌اي از معجزات حضرت
عمارة بن يزيد گفت: امام محمد تقي را ملاقات كردم. به آن حضرت عرض كردم،‌يا بن رسول الله!‌علامت امام چيست؟ حضرت فرمودند:« امام آن كسي است كه اين كار را انجام دهد. حضرت دست مبارك خود را بر سنگي گذاشت و اثر انگشتانش در آن ظاهر شد. راوي مي‌گويد: پس ديدم كه آهن را مي‌كشيد بدون آنكه آنرا به آتش بگدازد سنگ را با خاتم خود نقش مي‌كرد.
چون امامت منصب الهي و رياست بر جميع موجودات است مدعي زياد پيدا كرده از اينرو بايد علامتي باشد تا مدّعي راستين امامت از مدّعي دروغين معلوم باشد. در اين روايت حضرت شخص را متوجه اين معنا مي‌كند كه كسي كه مي‌گويد من از جانب خدا امام بر خلق هستم بايد بتواند تصرف در موجودات عالم كند و كاري كه از مدعيان دروغين بر نمي‌آيد او انجام مي‌دهد چرا كه خداوند هيچگاه حجّت خود را بر دست دشمنان خود و مدّعيان دروغين جاري نمي‌كند.
اسماعيل بن عباس گفت:« روز عيدي خدمت امام جواد (عليه‌السلام) رفتم و به آنجناب از تنگي معاش شكايت كردم. آن حضرت مصلاي (جانماز) خود را بلند كرده و مقداري از خاك را به دستان مبارك خويش گرفتند. به بركت دست آنحضرت خاك مبدل به پاره‌اي از طلاي گداخته شد. حضرت آنرا به من عطا فرمود. آنرا به بازار بردم. 16 مثقال طلاي ناب بود. »
محمد بن ميمون گفت: «در ايامي كه حضرت جواد (عليه‌السلام) كودك بود و حضرت رضا (عليه‌السلام) هنوز به خراسان نرفته بودند حضرت رضا (عليه‌السلام) سفري به مكه نمود. من نيز در خدمت آن حضرت بودم. چون خواستم مراجعت كنم، خدمت آن حضرت رفته عرضه داشتم كه مي‌خواهم به مدينه برگردم. نامه‌اي براي ابوجعفر، محمد تقي (عليه‌السلام) بنويسيد تا من ببرم. حضرت تبسّمي فرمود و نامه‌اي مرقوم فرمودند. من آن را به مدينه آوردم. در آن وقت چشمان من نابينا شده بود. آمدم خدمت امام جواد (عليه‌السلام). موفق خادم آن حضرت، حضرتش را براي ملاقات در حاليكه در گهواره بود نزد من آورد. من نامه را به آن جناب دادم. حضرت به موفق فرمود: مُهر از نامه بردار و كاغذ را باز كن. پس موفق مهر از كاغذ برداشت و آن را مقابل آن حضرت گشود. پس حضرت آن را ملاحظه فرمود. آن گاه فرمود: « اي محمد! احوال چشمت چگونه است؟» عرض كردم: «يا بن رسول الله! چشمم عليل شده و بينايي از آن رفته چنانچه مشاهده مي‌فرمايي.» پس حضرت دست مبارك خود را به چشمان من كشيد. از بركت دست آن حضرت، چشمان من شفا يافت. دست و پاي آنحضرت را بوسيدم و در حاليكه بينا بودم از خدمتش مرخص شدم. »
خوشا به حال شيعيان و دوستان اهل بيت رسول خدا (صلي الله عليه و آله)، چه سعادتي را دارا هستند و چه مقاماتي در بهشت منتظر ايشان است. به واقع كساني كه از راه خدا و خاندان پيامبر خدا به بيراهه رفتند چه قدر دست خاليند و آن كساني كه زانوي ادب درِ اين خانه زده و ايشان را به حقيقت شناختند به چه گنجينه ي عظيم و گرانبهايي نائل شدند. آري، اينچنين است معرفت شيعه به امامان خويش، به امام هشتم مي‌گويد نامه‌اي بنويس تا من سعادتمند به بردن اين نامه شوم آن هم براي كسي كه در گهواره است. او مي‌داند كه فرقي بين كوچك و بزرگ ايشان نيست و همه‌ايشان خاندان وحي هستند. چه قدر خوشحال مي‌شوند كه كسي ايشان را شناخته باشد اين درخواست نوشتن نامه از امام حكايت از اوج معرفت او به مقام امام دارد البته امام هم به روي او تبسم نموده و ابراز رضايت از ايشان مي‌فرمايد.
در اينجا مناسب ديدم به محضر نوراني امام جواد (عليه‌السلام) عرض كنم: اي سيد و مولاي ما، ما كوچكتر از آنيم كه در محضر تو زبان به سخن گفتن باز كنيم اما آقا جان شما خانواده‌ي كرم هستيد و گداي در خانه‌ي خود را دست خالي بر نمي‌گردانيد. آقا جان به قلب و روح و جان ما نظري كن و چشم دل ما را به عالم نور باز كن. آقا جان! اين چشمان آلوده به گناه ما و اين دلهاي غبار آلود به معاصي، از فيض ديدار امام خود، محروم شده و اگر نظر شما نباشد هرگز از اين محروميت بيرون نخواهد آمد.
ـ رشحه‌اي از رشحات مواعظ حضرت جواد (عليه‌السلام)
قال عليه‌السلام: «عزّ المؤمن غناه عن النّاس؛ يعني عزت مؤمن بي نيازي او از مردم است.»
مؤمن از آنجا كه عزت نفس دارد هيچگاه در بين مردم خود را ذليل نمي‌كند و چنان نشان مي‌دهد كه احتياجي به كسي ندارد. هر نيازي كه دارد از خدا مي‌خواهد و اگر به كسي در حاجت خود مراجعه نمايد سعي مي‌كند كسي باشد كه دست رد به سينه‌ي او نزند. مؤمن عزيز است و عزت خود را براي متاع قليل دنيا از دست نمي‌دهد.
قال عليه‌السلام:« كيف يُضيع مَنِ الله تعالي كامله؟ و كيف ينجو من الله تعالي طالبه؟ و من انقطع الي غير الله و كله الله اليه،و من عمل علي غير علم افسد اكثر مما يصلح» حضرت فرمودند:« كسي كه خداوند كفيل اوست چگونه ضايع مي‌شود؟ و كسي كه خداوند در طلب اوست چگونه نجات مي‌يابد و كسي كه خود را از خدا بريد و به ديگري تكيه كرد خداوند او را به همان واگذار مي‌كند و كسي كه از روي جهالت و عدم دانش و علم عملي انجام داد آنچه را كه فاسد و تباه كرده بيشتر است از آنچه اصلاح كرده.» 4 جمله از امام (عليه‌السلام) كه هر جمله گوهري گرانمايه به انسان نشان مي‌دهد و درهاي خير را بر روي او باز مي‌كند.
در جمله‌ي اول مي‌فرمايد: كسي كه خود را به خدا بسپارد و كار خود را به خدا تفويض كند و خدا كفيل او باشد هرگز ضايع و تباه نمي‌شود. يعني اگر كسي بخواهد در حصن حصين الهي از شرور و فتنه‌ها و گرفتاريها در امان و محفوظ بماند بايد به گونه‌اي باشد كه خداوند كفيل او شود و كارهاي او را به دست بگيرد و چنين چيزي در سايه‌ي توكل بر خدا و ملتزم بودن به شرع و شريعت براي انسان حاصل خواهد شد. »
در جمله دوم مي‌فرمايد: كسي كه خداوند در صدد انتقام از اوست هيچ راه فراري ندارد و هرگز نجات پيدا نخواهد كرد پس انسان به جاي اينكه بعد از خطا و اشتباه بگريزد بسوي خدا برگردد و آنچه را در جبران گذشته لازم است انجام دهد تا مورد عفو و گذشت خدا قرار گيرد.
در جمله سوم مي‌فرمايد: كسي كه تكيه بر غير خدا كند خدا هم او را به همان كس وا مي‌گذارد و البته چه كسي است كه بتواند مشكل‌ او را حل كند جز خدا، به عبارت ديگر كسي كه در مشكلات و حوائج خود بر غير خدا توكل كند بداند كه هرگز به مقصد خود نخواهد رسيد چون تنها اوست كه گره‌ها را باز كرده و مشكلات را حل مي‌كند و اگر او نخواهد احدي قادر بر چنين كاري نيست.
در جمله‌ي چهارم مي‌فرمايد: عمل بايد بر طبق دانش و معرفت باشد عمل كردن از روي جهالت و ناداني بيشتر از اينكه نفعي داشته باشد ضرر دارد و مايه‌ي فساد و تباه شدن انسان و ضايع شدن عمر انسان مي‌شود. يعني اعمال انسان آنموقع ارزشمند مي‌شود كه از روي دانش و علم باشد نه چشم بسته و كوركورانه .
شهادت امام جواد (عليه‌السلام)
از كتاب عيون المعجزات نقل شده كه چون حضرت جواد (عليه‌السلام) وارد بغداد شد و معتصم انحراف ام الفضل را از آن حضرت دانست، او را طلبيد. به قتل حضرت او را راضي نموده زهري براي او فرستاد كه در طعام آن جناب داخل كند. ام الفضل انگور رازقي را زهر آلود كرده به نزد آن امام مظلوم آورد. چون حضرت از آن تناول نمود، اثر زهر در بدن مباركش ظاهر شد. ام الفضل گريه و زاري كرد. حضرت فرمود: مرا كشتي و حال گريه مي‌كني؟ به خدا سوگند: ببلايي مبتلا خواهي شد كه علاجي ندارد.
امام (عليه‌السلام) در سن جواني در حاليكه 25 سال و چند ماهي از عمر شريفيشان گذشته بود در پنجم ذي الحجة سال 219 به زهر معتصم به شهادت رسيده و در جوار جد بزرگوارشان حضرت موسي بن جعفر (عليه‌السلام) در شهر كاظمين آرميد.

***

احادیثی از امام جواد(علیه السلام)

«الثقة بالله تعالى ثمن لكل غال و سلم إلى كل عال»
اعتماد به خدا بهاى هر كالاى گرانبها و نردبان صعود به هر درجه بلندى است.


تكيه‏گاه مؤمن، قدرت بى‏كران و مستقل خداى سبحان است، نه قدرت خودش و نه قدرت ديگران.حديث توكل
مادر امام هادی:
امام جواد(ع) فرمود: «بابى ابن خيره الاماءالنوبيه الطيبه.» پدرم به فداى پسر برترين كنيزان كه از اهالى نوبه و پاك‏سرشت است. در روايت اخير صريحا فرزند به مادر نسبت داده شده است كه بر صدق‏ادعاى ما گواهى مى‏دهد.
امام جواد درباره مادرش سمانه فرمود:
«ان اسمها سمانه وانها امه عارفه بحقى و هى من الجنه لا يقربها الشيطان ماردولاينالها كيد جبار عنيد و هى كانت‏بعين الله التى لاتنام ولاتخلف عن امهات‏الصديقين والصالحين.» نامش سمانه و بانويى است كه حق مرا مى‏شناسد. از بانوان‏بهشت است. شيطان سركش به او نزديك نمى‏شود و نيرنگ طاغوت كينه‏توز در او نفوذ نمى‏كند.
مقام مادر:
همواره مورد لطف و مراقبت چشم بيدار خدا و از مادران صديقان و صالحان چيزى‏كم ندارد.مادران عفيف
زمان ظهور:
امام جواد(ع): «هنگام ظهور حضرت، ندايى مى‏آيد كه: اى ولى خدا! قيام كن و دشمنان خدا را به قتل برسان»[1]
ادله امامت در کودکی:
در روايتى از يكى از ياران امام جواد(ع) بنام على بن اسباط مى‏خوانيم: كه او مى‏گويد خدمت حضرت رسيدم در حالى كه سن امام كم بود، درست به قامت او خيره شدم تا به ذهن خويش بسپارم و به هنگامى كه به مصر باز مى‏گردم كم و كيف مطلب را براى دوستان امام نقل كنم. درست در همين هنگام كه در چنين فكرى بودم آنحضرت نشست (گوئى تمام فكر مرا خوانده بود) روبه سوى من كرد و گفت: اى على بن اسباط! خداوند كارى را كه در مسئله امامت كرده همانند كارى است كه در نبوت كرده است گاه مى‏فرمايد و آتيناه الحكم صبيا ما در كودكى فرمان نبوت به او داديم و گاه مى‏فرمايد...، بنابراين همانگونه كه ممكن است خداوند حكمت را به انسانى در كودكى بدهد، قدرت اوست كه آن را در چهل سالگى بدهد. [2]
اهمیت فقاهت دینی:
امام جواد(ع) فرموده است: التفقه ثمن لكل غال و سلم الى كل عال.
آگاهى دينى بهاى هر (كالاى) گرانقدر و نردبان (ترقى) براى جايگاههاى بلندپايه است.
اهمیت نصیحت:
امام جواد[ ع] مى فرمايد:المومن يحتاج الى توفيق من الله , و واعظ من نفسه , و قبول ممن ينصحه .،مومن , به توفيق الهى و پند دهنده درونى , و پذيرش انتقاد و نصحيت ناصحان نيازمنداست . [3]
مجازات بى‏حجابى :
حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) از امام جواد(ع) از پدرانش نقل مى‏كند: كه اميرالمؤمنين (ع) فرمود: من و فاطمه به محضر رسول خدا وارد شديم . آن حضرت را در حال گريه شديد يافتيم . عرض كردم پدر و مادرم فدايت‏باد چه چيزى شما را گريان كرده است؟ پيامبر خدا (ص) فرمود: در شبى كه به معراج رفتم زنانى از امتم را در عذابى سخت ديدم . عذاب سختى كه بر آن گريه كردم سپس از حالات آنان ياد فرمود .
فاطمه (س) گفت: اى حبيب من و اى روشنايى چشمم مرا از عمل آنان - كه موجب اين عذاب سخت گرديده ، خبر ده .
رسول خدا (ص) فرمود:
و اما المعلقة بشعرها فانها لاتغطي شعرها من الرجال . . . و اما التي تاكل لحم جسدها فانها كانت تزين بدنها للناس .
اما زنى كه به مويش آويزان شده است زنى است كه مويش را از مردان نامحرم نمى‏پوشاند . . . و اما آن كه گوشت‏بدن خود را مى‏خورد زنى است كه بدن خود را براى مردم - نامحرم - آرايش مى‏كند . . . [4]
برترین اعمال:
امام جواد، عليه‏السلام: «برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است .» [5]
علائم قائم آل محمد:
جناب عبدالعظيم حسنى از حضرت امام جواد (ع) نقل مى‏كند كه فرمودند:
... هر يك از ما «امامان معصوم» قائم به امر خداوند« و هدايت‏كننده به سوى خداست» ولى آن قائمى كه خداوند به «دست» او زمين را از كفر و انكار حق پاك خواهد ساخت، و آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد، كسى است كه ولادتش بر مردم مخفى مى‏ماند و شخص او از ايشان غايب مى‏گردد، ... و هر گونه دشوارى برايش آسان خواهد گشت . از اصحابش به تعداد اهل بدر، سيصدو سيزده مرد از اطراف زمين به سويش جمع خواهد شد، و اين است «معنى» فرموده خداوند عزوجل: «هر جا كه باشيد خداوند همه شما را خواهد آورد محققا خدا بر همه چيز تواناست‏» .
پس چنانچه اين تعداد از اهل زمين «اهل اخلاص» برايش جمع گرديدند خداوند امرش را آشكار مى‏سازد، و چون ده هزار مرد برايش كامل شود به اذن خداوند خروج خواهد كرد . [6]
شکر نعمت:
امام جواد عليه السلام:«نعمة لاتشكر سيئة لاتغفر»
نعمتى كه از آن شكرگزارى نشود گناهى است كه بخشيده نمى‏شود. [7]
چرا مهدی(عج) را قائم گویند:
از امام جواد(ع) پرسيده شد: چرا او را قائم نامند؟ فرمود: چون پس از آن قيام كند كه از يادها رفته است و بيش‌تر معتقدان به امامتش ]از مسير اعتقادي خود[ برگشته‌اند. [8]
سعادت دنیا:
امام جواد(ع):سعادت در اين دوره، فقط دانستن مقصود زندگى است.
رفیق بد:
امام جواد(ع): «اياك و مصاحبه الشرير فانه كالسيف يحسن منظره و يقبح‏اثره‏»از رفاقت‏با شرور بپرهيز كه مانند شمشير، ظاهرى خوب و اثرى بد دارد. [9]
مطیع شهوات:
امام جواد(ع): «راكب الشهوات لاتقال عثرته‏»كسى كه بر مركب شهوات خويش سوار است (و خودسرانه می‏تازد) هرگز از لغزش و سقوط رهايى نخواهد داشت. [10]
اطاعت از سخنگو:
امام جواد عليه السلام:
«مَن اَصغى اِلى ناطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ فَاِن كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّهِ فَقَد عَبَدَاللّهَ وَ اِن كانَ النّاطِقُ يَنطِقُ عَن لِسانِ اِبليسَ فَقَد عَبَدَ ابليس».كسى كه به سخن گوينده‏اى گوش فرا دارد با اين عمل وى را بندگى كرده است. اگر گوينده سخن از خدا مى‏گويد، او خدا را بندگى كرده و اگر از زبان شيطان و افكار شيطانى سخن مى‏گويد، شيطان را بندگى نموده است. [11]
اهمیت عالم:
امام جواد (ع) : «ان الله - عزوجل - جعل في كل من الرسل بقايا من اهل العلم يدعون من ضل الى الهدى و يصبرون معهم على الاذى .» خداوند - عزوجل - با هر پيامبرى دانشمندانى قرار داد كه گمراهان را هدايت مى‏كنند و با پيامبران در مصيبت‏ها شكيبايى مى‏ورزند . [12]
امام محمد جواد(ع) و غدير:
ابن ابى عمير از ابو جعفرثانى(ع) در ذيل آيه «يا ايهاالذين‏آمنوا اوفوا بالعقود»  چنين روايت كرد: پيامبر گرامى(ص)در ده مكان به خلافت اشاره(ص)رده است; سپس آيه «يا ايهاالذين‏آمنوا اوفوا بالعقود» نازل شد.
در توضيح اين روايت‏بايدگفت: آيه ياد شده در اول سوره مائده است. اين سوره، آخرين‏سوره‏اى است كه بر قلب نبى‏اكرم(ص) نازل شد. در اين سوره، «آيه‏اكمال‏» و «آيه تبليغ، كه ناظر به واقعه غدير است، وجوددارد. [13]
در روايتى دیگری نیز از امام جواد(ع) رسيده است: «يا معشر الشيعة خاصموا بسورة «انا انزلناه‏» فى ليلة القدر تفلحوا...; اى پيروان تشيع، با مخالفان امامت‏به سوره «انا انزلناه‏» استدلال كنيد تا پيروز گرديد.»
يعنى لزوم امامت در هر عصر و زمان را با اين سوره ثابت كنيد. بپرسيد از آنان كه معناى اين سوره چيست و نزول فرشتگان و عرضه مقدرات در شب قدر بر چه كسى است. و امروز ميزبان فرشتگان جان جانان، بقية الله الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه الفداء است.[14]
میثاق خداوند با علما:
امام جواد عليه السلام مى‏فرمايد: «ان الله - تبارك وتعالى - اخذ عليهم (العلماء) الميثاق فى الكتاب ان يامروا بالمعروف وبما امروا به وان ينهوا عما نهوا عنه وان يتعاونوا على البر والتقوى; همانا خداوند تبارك و تعالى در كتاب خود از علما پيمان گرفته است كه امر به معروف و نهى از منكر كنند و در نيكيها و پرهيزگارى تعاون و همكارى داشته باشند .»[15]
تعداد یاران امام زمان(عج):
امام جواد عليه‏السلام در اين باره مى‏فرمايد: «و از اصحابش سى صد و سيزده تن، به اندازه اصحاب بدر از دورترين نقاط زمين به گرد او فراهم آيند ... و چون اين تعداد از اهل اخلاص برگرد او فراهم آيند ... و چون اين تعداد از اهل اخلاص بر گرد او فراهم آيند، خداى متعال امرش را ظاهر سازد و چون عقد كه عبارت از ده هزار نفر باشد، كامل شد، به اذن خداوند متعال قيام كند ... » از اين بيان نورانى مى‏توان استفاده كرد كه جامعه انسانى آن گاه كه توانست در درون خود، 313 انسان با ويژگى‏هاى متعالى تربيت نمايد، لياقت‏حضور در آن حكومت واحد جهانى را خواهد يافت و آن گاه كه ده هزار انسان از خود گذشته نيز فراهم آمد، آن قيام جهانى آغاز مى‏گردد . [16]
امام جواد عليه السلام درباره حضرت زهرا عليها السلام مى‏فرمايد: «خداوند همواره در يكتايى و بى‏همتايى خود يكتا و بى‏همتا بود. پس از آن محمد و على و فاطمه عليهم السلام را آفريد ... و آنان را گواه در آفرينش موجودات گردانيد و اطاعت ايشان را در ميان تمام مخلوقات جارى ساخت و امور آنان را به ايشان واگذارد. پس آنان حلال مى‏كنند آن‏چه را بخواهند و حرام مى‏كنند آن‏چه را بخواهند، ولى هرگز چيزى نمى‏خواهند، مگر اين‏كه خدا بخواهد.» [17]
اهمیت کتابهای آسمانی:
امام جواد عليه السلام مى‏فرمايد:وكل امة قد رفع الله عنهم علم الكتاب حين نبذوه وولاهم عدوهم حين تولوه. ، هر امتى، وقتى خودشان به كتاب آسمانى بى‏اعتنايى كردند، خداوند دانش كتاب را از آن‏ها باز گرفت; و آن گاه كه سلطه و رياست دشمنان را پذيرفتند، خداوند دشمن را بر آنان چيره ساخت. [18]
عواقب تأخیر توبه:
حديثى از امام جواد عليه السلام مى‏خوانيم: «تأخير التوبة اغترار، و طول التسويف حيرة ... و الاصرار على الذنب امن لمكر الله؛ تأخير توبه موجب غرور و غفلت، و امروز و فردا كردن سبب حيرت، و اصرار بر گناه موجب بى‏اعتنايى به مجازات الهى است»[19]
زیارت قبر امام رضا(ع):
از آثار مهم زيارت آن حضرت راه يافتن به حريم مغفرت الهى و رهايى از آتش دوزخ و وارد شدن در بهشت موعود الهى است . حمدان نقل مى‏كند كه بر امام جواد عليه السلام وارد شدم و عرض كردم: «كسى كه پدرت را در طوس زيارت كند چه برايش قرار داده شده است؟ ايشان فرمودند: «من زار قبر ابى بطوس غفر الله له ما تقدم من ذنبه وما تاخر; هر كس پدرم را در طوس زيارت كند، گناهان گذشته و آينده‏اش بخشيده مى‏شود .»
حمدان مى‏گويد: بعد از اين واقعه، نزد ايوب بن نوح بن دراج رفتم و فرمايش امام را براى او نقل كردم، او گفت من هم اين مطلب را از ايشان شنيده‏ام و نيز مطلب ديگرى شنيدم كه برايت نقل مى‏كنم: از امام عليه السلام شنيدم كه فرمود: «من زار قبر ابى بطوس غفر له ما تقدم من ذنبه وما تاخر فاذا كان يوم القيامة نصب له منبر بحذاء منبر رسول الله صلى الله عليه و آله حتى يفرغ الله من حساب الخلائق;  هر كس قبر پدرم را در طوس زيارت كند، گناهان گذشته و آينده او بخشيده مى‏شود و روز قيامت منبرى مقابل منبر پيامبر صلى الله عليه و آله براى ايشان نصب مى‏شود تا اينكه خدا به حساب خلائق رسيدگى كند .»
همچنين على بن مهزيار نقل مى‏كند كه خدمت امام جواد عليه السلام عرض كردم: «ما لمن اتى قبر الرضاء عليه السلام; براى كسى كه قبر امام رضا عليه السلام را زيارت كند چه ثوابى قرار داده شده است؟» امام فرمودند: «الجنة والله;  قسم به خدا! پاداش او بهشت است .» [20]
ثواب زیارت قبر حضرت معصومه(س):
حضرت امام جواد (عليه السلام): من زار قبر عمتى بقم فله الجنه يعنى كسى كه قبر عمه‏ام را در قم زيارت كند سزاوار بهشت است.
ضررهای مصرف دارو:
مصرف هر دارویی مقدمه بیمارى‏دیگرى خواهد بود و لذا امام جواد(ع)فرموده: «ما من دواء الا و یهیج داء»:هیچ داروئى نیست جز اینکه بیمارى دیگرى‏را تحریک مى‏کند. مرحوم کلینى در کتاب‏«روضه کافى‏»این سخن را نقل کرده است.
آيا خدا از حالات روحى ما آگاه است؟:
يحيى بن اكثم در مجلس مامون عباسى از امام جواد عليه السلام پرسيد: چه مى‏گويى در باره روايتى كه از پيامبر رسيده: جبرئيل بر آن حضرت نازل شده گفت: اى محمد! پروردگارت سلامت مى‏رساند و مى‏گويد: از ابوبكر سؤال كن آيا از من راضى است؟! همانا من از او خشنود هستم.
امام جواد عليه السلام فرمود: من منكر فضايل ابوبكر نيستم لكن راوى اين حديث‏بايد متوجه باشد كه پيامبر در حجة الوداع فرمود: كسانى كه بر من دروغ مى‏بندند زياد هستند و بعد از من نيز زياد خواهند شد پس هر كسى كه بر من دروغ بندد جايگاه او در آتش خواهد بود، هرگاه از من به شما حديثى رسيد آن را بر كتاب خدا و سنت من عرضه كنيد اگر موافق با آنها بود آن را بپذيريد و گرنه دور بيندازيد.
حديثى كه تو روايت كردى موافق كتاب نيست; زيرا خداوند در قرآن فرمود: ما انسان را آفريديم وبه آنچه در درون جانش خطور كند آگاهيم و ما به او از رگ گردنش نزديكتريم.[21]
آيا رضايت‏يا ناخشنودى ابوبكر بر خدا پنهان بود تا به پيامبرى فرمان دهد از او سؤال كند، عقل اين مطلب را نمى‏پسندد.[22]
علائم قائم:
حضرت «عبدالعظيم حسنى‏» از امام جواد،عليه السلام، از پدران بزرگوارش، از اميرمؤمنان ، عليه السلام، روايت مى‏كند كه فرمود:
«للقائم منا غيبة امدها طويل كانى بالشيعة يجولون جولان‏النعم فى غيبته يطلبون المرعى فلايجدونه الا فمن ثبت منهم على دينه و لم يقس قلبه لطول غيبة امامه فهو معى فى درجتى يوم‏القيامة‏»
براى قائم ما غيبتى هست كه مدت آن به درازا خواهد كشيد، گويى شيعيان را با چشم خود مى‏بينم كه همانند گله بى‏صاحبى كه در دشت و صحرا پراكنده شده به دنبال چراگاه بگردند، در غيبت او به جستجوى او مى‏پردازند و او را نمى‏يابند. آگاه باشيد كه هر كس بر آيين خود استوار بماند و در اثر طول غيبت امامش دلش را قساوت نگيرد، روز قيامت در كنار من خواهد بود.[23]
حالات سید الشهدا:
امام جواد(ع) حالات سيدالشهداء را از امام زين‏العابدين(ع) اين چنين بيان مى‏دارد كه: چون كارزار به سختى انجاميد به امام حسين نگاه كردند ديدند كه برخلاف آنان مشاهده مى‏شود «لانهم كلما اشتد الامر تغيرت الوانهم، وارتعدت فرائضهم و وجلت قلوبهم وكان الحسين(ع) و بعض من معه من خصائصه تشرق الوانهم وتهدئ جوارحهم وتسكن نفوسهم‏»: زيرا به هر مقدار كه كار جنگ سخت‏تر مى‏شد، رنگهاى آنان تغيير مى‏يافت و اعضاى بدنشان مضطرب و دلهاشان ترسان مى‏شد اما بر عكس آنها امام حسين(ع) و بعضى از اصحاب آن حضرت رنگ صورتشان درخشان و اعضايشان آرام و دلهاشان اطمينان مى‏يافت. در اين زمان بود كه به يكديگر مى‏گفتند: «انظروا لايبالى بالموت‏»  نگاه كنيد; از مرگ باك و هراسى به دل نداريد. در يكى از اشعار منسوب به سيدالشهداء آمده است كه فرمود:
و ان يكن الابدان للموت انشئت فقتل امرئ بالسيف فى الله افضل ، 
يعنى: اگر بدنها براى مردن آفريده شده‏اند پس چه بهتر كه مرد در راه خدا كشته شود و فرمود: «الموت خير من ركوب العار» : مرگ بهتر است از اينكه فرد به ذلت گرفتار شود و كمال شوق خويش را به مرگ بسان اشتياق يعقوب به گمشده خويش حضرت يوسف قلمداد مى‏كند و مى‏فرمايد: «و ما اولهنى الى اسلافى اشتياق يعقوب بيوسف‏»  و مردن را براى خويش مايه سعادت و نيكبختى مى‏بيند و اعلام مى‏دارد كه «لا ارى الموت الا سعادة‏»  و اين شوق را حضرت در موقع خداحافظى با هر يك از يارانش اظهار مى‏كرد به هنگامى كه آنان بر حضرتش سلام مى‏دادند حضرت مى‏فرمود: و عليك السلام ونحن خلفك‏بر تو سلام باد و ما پس از تو خواهيم آمد.  سپس حضرت اين آيه شريفه را قرائت مى‏نمودند كه «... فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر ...» كسانى جام مرگ را نوشيدند و كسانى ديگر به انتظار رسيدن آن مى‏باشند.  چنانكه در آغاز رويارويى با حر نيز فرمود: «افبالموت تخوفنى‏» آيا مرا از مرگ مى‏ترسانى؟
سامضي و ما بالموت عار على الفتى اذا ما نوى حقا وجاهد مسلما  ، راه خويش را ادامه مى‏دهم و مرگ بر جوانمرد ننگ نيست در صورتى كه نيت او حق باشد و در حالى كه مسلمان است، جهاد كند.
در حالات آن بزرگوار پس از شهادت عزيزانش مى‏خوانيم: «ما رايت مكثورا قط قد قتل ولده واهل بيته وصحبه اربط جاشا ولاامضى جنانا منه‏» : فردى را نديدم كه فرزند و اهل‏بيت و يارانش كشته شده باشند اما همانند حسين(ع) از قوت قلب و آرامش روح برخوردار باشد.[24]
اهمیت ادب:
امام جواد عليه السلام: «ما استوى رجلان فى حسب ودين قط الا كان افضلهما عند الله عزوجل ادبهما...;دو كس كه در شرافت و ديانت همسنگ همند يافت نمى‏شود مگر آنكه نزد خداى بزرگ اديب‏ترينشان برتر از ديگرى است.» [25]
وظايف علماى دين به هنگام غيبت:
همچنين در روايتى از امام جواد(ع) آمده :«من تكفل بايتام آل محمد(ص)المنقطعين عن امامهم، المتحيرين فى‏جهلهم، الاسارى فى‏ايدى شياطينهم و فى‏ايدى النواصب من اعدائنا، فاستنقذهم منهم و اخرجهم من حيرتهم و قهرالشياطين برد وساوسهم و قهر الناصبين بحجج ربهم و دلائل ائمتهم، ليحفظوا عهدالله على‏العباد بافضل‏الموانع ، باكثر من فضل‏السماء على الارض و العرش والكرسى والحجب على‏السماء.»
«كسى كه سرپرستى يتيمان ال محمد(ص) را ، كه از امام خود دورافتاده ، در نادانى خويش سرگرادن مانده و در دستان شياطين و دشمنان اهل بيت گرفتار آمده‏اند ، به عهده گيرد و آنها را از چنگال دشمنان رهايى بخشد و از حيرت و جهالت‏خارج سازد و وسوسه‏هاى شياطين را از آنها دور كند، و با دلايل پروردگارشان و برهانهاى امامانشان دشمنان اهل بيت را مقهور سازد، تا عهد خدا بر بندگانش را به بهترين شكل حفظ نمايد، برترى چنين شخصى بر ساير مردم از برترى آسمان بر زمين، و برترى عرش و كرسى و حجابها بر آسمان بيشتر است، و او بر ديگر بندگان خدا فضيلت دارد همچنانكه ماه شب چهارده بر كوچكترين ستاره آسمان فضيلت دارد.» [26]
________________________________________
[1] مكيال المكارم، سيد محمدتقى موسوى اصفهانى، قم: ايران‏نگين، 1381، ج 2، ص 37.
[2] اصول كافى، ج 1، ص 384 به ساير مصادر حديث بنگريد، موسوعة الامام الجواد(ع)، ج 1، ص 208 ـ 209.
[3] الحياه  ج1 ص 174.
[4] وسايل الشيعه، ج‏14، ص‏156
[5] كمال‏الدين، ص‏377
[6] احتجاج، ج‏2، ص‏249 .
[7]سيرالائمه، ج 4، ص 171.
[8] شيخ صدوق،‌ كمال الدين و تمام النعمه، ج 2، باب 39، ح 12.
[9] بحارالانوار، ج‏17، ص‏214
[10] بحارالانوار، ج‏17، ص‏214.
[11]تحف العقول، ص 456.
[12] كافى، ج‏8، ص‏56
[13] تفسيرقمى، ج 1، ص 160.
[14] اصول كافى، ج‏1، ص‏249، باب فى شان انا انزلناه فى ليلة القدر و تفسيرها، ح‏6، (در اين باب نه روايت در اين زمينه نقل شده است)
[15] كافي ج 8 ص 54
[16] شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، باب 37، ح 2 .
[17]  اصول كافى محمدبن يعقوب كلينى، ص 32 ،
[18] فروع كافى. جلد 8 . صفحه‏ى 53 .
[19] بحار، جلد6، صفحه .30
[20] كامل الزيارات، ص‏304; بحارالانوار، ج‏99، ص‏41و 40
[21]سوره.ق آیه 16.
[22] احتجاج:478.
[23] صدوق،محمدبن على بن بابويه، همان ،ج 1، ص‏303
[24] بحارالانوار، ج‏44، ص‏297.
6- همان، ج‏45، ص‏49. 7- همان. 8- لهوف، ص‏52 و53. 9- همان، ص‏69. 10- بحارالانوار، ج‏45، ص‏31. 11- احزاب/23. 12- ارشاد، ص‏207 نقل از بحارالانوار، ج‏44، ص‏378. 13- تاريخ طبرى، ج‏4، ص‏245، «مؤسسة الاعلمى بيروت‏».
[25] وسائل الشيعة، ج‏4، ص‏866.
[26] الطبرسى، احمد بن على بن ابى طالب ، الاحتجاج ، نجف اشرف ، النعمان للطباعة و النشر، 1368 ه ق ، ج 1 ، ص‏

 

حضرت امام محمد تقى عليه السلام

على زمانى قمشه‏اى
حضرت امام محمد تقى عليه السلام در روز پنجشنبه نهم ماه رمضان و يا 15 رمضان و يا 19 آن ماه به سال 195 و بنا به قولى روز جمعه دهم رجب سال 195 هجرى از بانويى منزه و پاكدامن به نام «سبيكه نوبيه‏» از خاندان ماريه قبطيه همسر پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله در مدينه ديده به جهان گشود، پاره‏اى از تاريخ‏نگاران نام آن بانو را «دره‏» دانسته‏اند كه حضرت رضا عليه السلام به «خيزران‏» برگرداند، كنيه او ابو جعفر (ثانى) و لقب او تقى، جواد، منتجب، مرتضى، قانع و عالم است.
به هر روى، تاريخ روز دهم رجب سال 195 مشهور و برابر است‏با گذشت‏شصت و هشت هزار و نهصد و سى و چهار (68934) روز از مبدا هجرت و مطابق است‏با روز دوشنبه 21 فروردين سال 190 (21/1/190) شمسى. و به روايت 19 رمضان برابر است‏با (27/3/190) .
خلفاى معاصر او عبارتند از: «مامون و معتصم عباسى‏» كه او را تحت نظر داشتند و سرانجام به دستور معتصم عباسى شهيد گشت (1) .

اشاره حضرت جواد عليه السلام به احكام نجوم

در نوشتار قبل دانستيم كه از ديدگاه متكلمان، فيلسوفان و فقيهان هيچ محذور و مانعى نيست كه اجرام آسمانى بر زمين و عناصر آن تاثير گذارند و به فرمان خداوند همه نظام آفرينش به عنوان يك مجموعه هماهنگ در يكديگر كنش و واكنش ايجاد كنند.
از همين ديدگاه امام رضا عليه السلام مى‏فرمايد: بهترين وقت‏براى آميزش و انعقاد نطفه زمانى است كه قمر در برج حمل (فروردين) و يا در دلو (ديماه) باشد و بهتر از همه وقتى است كه قمر در برج ثور (ارديبهشت) باشد، زيرا برج ثور، شرف قمر است (2) .
امام محمد تقى عليه السلام نيز مى‏فرمايد: شايسته است هنگام استفاده از دعا، طلوع قمر در برج عقرب نباشد (3) .

نجوم در زمان حضور امام

به اعتقاد سيد بن طاووس (ره) زمان حضور امام معصوم، مردم آنچه را از علم نجوم توقع دارند، مستقيما از امام سؤال مى‏كنند و نيازى به دانش احكام نجوم ندارند، زيرا پيشوايان شيعه عليهم السلام مردم را از غايبات، اوقات وقوع حوادث، زمان وفات، مدت عمر، مدت زندگى و... مطلع مى‏گردانند، گاهى از مرگ و مير و بلاها و زمانى از اسرار علوم حضرت سيد برايا (صلوات‏الله عليهم اجمعين) خبر مى‏دهند.
سيد مى‏افزايد: ما در اين زمينه از هر يك از پيشوايان عليهم السلام دو حديث مى‏نگاريم تا كسى خيال نكند اخترشناسان به اسرارى دست مى‏يازند كه پيامبر وامامان عليهم السلام نمى‏توانند به آنها دست‏يابند، و چنانچه بخواهيم همه كلمات و اخبار آنان از غيب را در اين زمينه به نگارش آوريم، چندين مجلد خواهد شد (4) .
اما دو حديثى كه از حضرت جوادالائمه عليه السلام در اين رابطه نقل كرده است عبارتند از:
اول) ابراهيم بن سعيد گويد: نزد حضرت محمد بن على عليه السلام نشسته بوديم كه ماديانى از جلوى ما عبور كرد، حضرت فرمود: اين اسب در اين شب كره‏اى خواهد زائيد پيشانى سفيد كه بر روى او خال سفيدى است، من از آن حضرت اجازه بازگشت و مرخصى گرفته نزد صاحب آن ماديان آمدم و تا شب با او به گفتگو و سخن پرداختم، شب‏هنگام آن ماديان زائيد و كره او همان اوصافى كه حضرتش بيان فرموده بود، همراه داشت. مرتبه ديگر به ديدار ايشان شتافتم، حضرت فرمود: اى پسر سعيد گويا در آنچه به تو گفتم شك داشتى، اما بدان، زنى كه در خانه دارى به زودى فرزندى يك چشم خواهد زائيد، در آن هنگام كنيز من (سعيد) آبستن بود، به خدا سوگند همين محمد (بن سعيد) را زائيد كه داراى يك چشم است (5) .
دوم) صالح بن عطيه گويد: حج‏بيت‏الله گذاردم و از تنهايى و بى‏همسرى به حضرت جواد عليه السلام شكايت‏بردم، فرمود: از حرم خدا خارج نخواهى شد جز اين كه كنيزى خواهى خريد و از او پسرى مرزوق خواهى گشت. گفتم: فدايت گردم آيا مرا در اين امر راهنمائى خواهى فرمود؟ فرمود: بلى. شما به نمايشگاه كنيزان و بردگان برو و هركدام را پسنديدى به من خبر ده، من سخن او را پذيرفتم و به بازار رفتم يكى از كنيزان را پسنديده و زير نظر گرفتم آنگاه به آن حضرت خبر دادم، فرمود: در بازار باش تا تو را ببينم (ملاقات كنم) من در مغازه برده‏فروشى منتظر ماندم كه ايشان تشريف آورد نگاهى به آن كنيز افكند و از او گذشت، سپس رو به من كرد و فرمود: اگر او را پسند كردى بخر اما بدان كه عمر او كوتاه است. گفتم فدايت‏شوم او را مى‏خواهم چه كنم؟ ! فرمود: همين است كه به تو گفتم.
فرداى آن روز باز به سراغ آن كنيز رفتم، صاحب او گفت: آن كنيز تب‏دار شده و اميدى به ماندن او نيست، روز بعد باز مراجعه كردم و از حال او جويا شدم گفت: امروز او را دفن كردم، دوباره خدمت امام جواد عليه السلام رسيده جريان را به وى گزارش دادم، فرمود: دوباره كنيز ديگرى را زير نظر بگير، من همين كار را كرده به او خبر دادم، فرمود آنجا منتظر باش تا بيايم، سپس سوار شد و آهنگ دكان برده‏فروش كرد و پس از ملاحظه كنيزى كه زيرنظر داشتم، فرمود: او را خريدارى كن، من او را خريده و پس از طهارتش با او ازدواج كردم و فرزندم محمد را به دنيا آورد (6) .
گفتنى است: دانش احكام نجوم قطره‏اى از درياى علم بى‏كرانه پيشوايان دين است، چنان كه امام جواد عليه السلام پس از شهادت پدر بزرگوارش به مسجد پيامبر صلى الله عليه وآله مى‏آيد و درحالى كه به ظاهر طفل بوده است‏به پله اول منبر رسول خدا صلى الله عليه وآله قرار مى‏گيرد و مى‏فرمايد: من محمد بن على‏الرضا هستم، من جوادم من به نژاد مردم آگاهم درحالى كه در پشت پدرانشان قرار دارند، من اسرار باطن و ظاهر شما مردم را مى‏دانم، اين دانشى است كه حقتعالى به ما بخشيده است پيش از آن كه مخلوقات آفريده شوند و پس از آن كه آسمان و زمين از بين بروند، اگر تظاهرات باطل گرايان و دولت گمراهان و شك شكاكان نبود، سخنانى مى‏گفتم كه خلق اول و آخر از آنها به تعجب و شگفتى مى‏آمدند، سپس دست‏شريف بر دهان مبارك گذاشت و فرمود: اى محمد لب فرو بند چنان كه پدرانت پيش از اين ساكت ماندند (7) .

علت‏ شهادت و تاريخ آن

حضرت جوادالائمه عليه السلام زمان كوتاه زندگى پربركت‏خود را با انبوهى از مشكلات فرهنگى، عقيدتى و سياسى روبه‏رو بود، از طرفى ا ز همان اوان امامت و به ظاهر كودكى گروهى در امامت او - به خاطر خردسالى - به ديده ترديد نگريستند، از اينرو به پاسخ هزاران مساله مردم پرداخت و همه را جواب گويا، كافى، در خور شان، قانع‏كننده، برهانى و قاطع داد. از جمله: على بن اسباط گويد: وقتى حضرت جواد عليه السلام خارج شد، نگاه به اندام، سرو پاهاى او كردم تا چهره و ويژگيهاى او را براى يارانم در مصر توصيف كنم، در اين فكر بودم كه گويا ايشان متوجه انديشه من شد، بر زمين نشست و فرمود: اى على بن اسباط حقتعالى براى امامت، نيز، همان استدلال‏هاى نبوت را آورده است، او درباره حضرت يحيى عليه السلام فرمود:
«...و آتيناه الحكم صبيا» (مريم/ 12).
ما به يحيى عليه السلام درحال كودكى فرمان نبوت داديم، و درباره حضرت يوسف عليه السلام فرمود:
«و لما بلغ اشده آتيناه حكما و علما...» (يوسف/ 22).
و چون به سن رشد و بلوغ رسيد، به او حكم نبوت و علم داديم، و درباره حضرت موسى عليه السلام مى‏فرمايد:
«...حتى اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنة...» (احقاف/ 15).
و چون به سن رشد و بلوغ رسيد و چهل ساله شد، به پيامبرى رسيد، بنابراين آن‏گونه كه ممكن است‏خداوند علم و حكمت را در سن چهل سالگى عطا كند همان‏گونه مى‏تواند در سن كودكى ببخشد (8) .
از طرف ديگر چهره دروغين «واقفيه‏» را برملا ساخت.
از ناحيه سوم با متكلمان به ويژه معتزله كه يك گروه بزرگ اعتقادى بودند، به بحث پرداخت.
از سوى چهارم با جاعلان و سازندگان حديث‏به ويژه پيرامون خلافت و ولايت‏به مناظره نشست.
از سوى پنجم با دانشمندان، بزرگان و قضات چون يحيى بن اكثم‏ها كه خود را از فقهاى زبردست مى‏دانستند، به گفتگو، كاوش و استنباط پرداخت و بر همگان باجواب‏هاى شافى و استدلال متين برترى خويش و مذهب خود را ثابت‏ساخت، بركات وجودى اين امام همام بر مذهب شيعه ارزنده، چشمگير، فراموش‏ناشدنى است و بر تارك آئين راستين مى‏درخشد.
يحيى صنعانى گويد: امام رضا عليه السلام درحالى كه موز را از پوسته جدا مى‏ساخت و به ابوجعفر مى‏خوراند، فرمود: اى يحيى اين همان مولودى است كه در اسلام مولودى از او بابركت‏تر و مباركتر براى شيعيان به دنيا نيامده است (9) .
سرانجام بر اثر همين مجاهدت‏هاى فرهنگى و اظهارنظرهاى راستين عقيدتى و مذهبى به شهادت رسيد.
زرقان دوست ابوداوود قاضى گويد: روزى قاضى از مجلس معتصم اندوهناك به خانه آمد از سبب اندوهش پرسيدم، گفت: امروز از جهت ابوجعفر محمد بن على چنان بر من سخت گذشت كه آرزو كردم اى كاش بيست‏سال قبل فوت كرده بودم، گفتم: مگر چه شده؟ گفت: در مجلس خليفه معتصم بوديم دزدى را آورده خواستند بر او حد جارى كنند، فقهاء و علما در مجلس او جمع شدند از جمله محمد بن على عليهما السلام خليفه از ما پرسيد دست دزد را از كجا بايد بريد؟ من گفتم: بايد از بند دست قطع كرد، گفت: با چه دليل؟ گفتم به جهت آيه تيمم «فامسحوا بوجوهكم و ايديكم‏» زيرا در اين آيه خداوند دست را بر كف دست اطلاق كرده است، برخى گفتند: بايد دست او از مرفق و آرنج قطع گردد، استدلال آنان به آيه وضو «و ايديكم الى المرافق‏» بود، پس دست تا مرفق است، سپس معتصم متوجه حضرت امام محمد تقى عليه السلام شد و گفت: شما چه مى‏گوئيد؟ فرمود: حاضران گفتند و تو شنيدى. گفت مرا با گفته ايشان كارى نيست تو چه مى‏دانى بگو. حضرت فرمود: مرا معاف دار، خليفه او را سوگند داد كه البته بايد بگويى حضرت فرمود: حد سرقت آن است كه چهار انگشت دزد را قطع كنند و كف او را بگذارند، . گفت: به چه دليل؟ فرمود: بدين جهت كه رسول خدا صلى الله عليه وآله فرموده است در سجود بايد هفت موضع به زمين برسد كه از آن جمله دو كف دست است، پس اگر دست دزد از كف يا از مرفق بريده شود، كفى بر او باقى نمى‏ماند و مواضع سجده، حق خداست و كسى را بر آن حقى نيست چنان كه فرموده است: «و ان المساجد لله‏» معتصم كلام آن حضرت را پسنديد و امر كرد دست دزد را از همانجا كه حضرت فرموده بود، قطع كردند.
زرقان گويد: قاضى ابوداوود پس از سه روز نزد خليفه رفت و پنهانى به وى گفت: خيرخواهى خليفه بر من لازم است و امرى كه چند روز قبل واقع شد، مناسب دولت‏خليفه نبود زيرا در چنين مجلسى كه وزراء، مستوفيان، امراء، اكابر، اشراف و سران لشگر همه حضور دارند، خليفه از كسى كه نصف اهل عالم او را امام و خليفه مى‏دانند و خليفه را غاصب حق او مى‏شمارند و... سؤال مى‏كند و او برخلاف همه علماء و فقهاء فتوا مى‏دهد با اين وجود خليفه فتواى همه را ترك كرده و به گفته او عمل مى‏كند، اين خبر در ميان مردم منتشر شد و حجتى شد براى شيعيان و مواليان او، معتصم چون اين سخنان بشنيد رنگش متغير شد و تنبهى براى او حاصل گشت و گفت: خدا تو را جزاى خير دهد كه مرا آگاه كردى بر امرى كه از آن غافل بودم (10) .
از اينرو به فكر قتل آن حضرت افتاد و بنا به نقلى او را به مهمانى دعوت كرد و به وسيله غذا او را مسموم ساخت، و به نقل ديگر ام‏الفضل دختر مامون عباسى كه زوجه آن حضرت بود از طرف معتصم مامور قتل او شد، وى به وسيله انگور آن حضرت را شهيد كرد.
در روز شهادت آن حضرت دو نقل وجود دارد يكى: آخر ذيقعده سال 220 و ديگرى 6 يا 7 ذيحجه سال 220 (11) اما قول اول (آخر ذيقعده 220) مشهور و برابر است‏با هفتاد و هفت هزار و نهصد و سى و يك (77931) روز از گذشت مبدا هجرت و مطابق است‏با چهارشنبه يازدهم مرداد سال 214 (11/5/214) شمسى، بنابراين مدت عمر ايشان 25 سال و مدت امامتشان 17 سال است.

________________________________________________________
1) بحارالانوار: ج‏50، ص 2 و بعد، نشر دارالكتب الاسلاميه، 1385ه.
2) بحارالانوار: ج‏58، ص 368.
3) بحارالانوار: ج‏58، ص 368.
4) فرج‏المهموم: ص 221، 232، نشر رضى، قم، بحار، ج‏50، ص 58.
5) فرج‏المهموم: ص 221، 232، نشر رضى، قم، بحار، ج‏50، ص 58.
6) فرج‏المهموم: ص 233، الخرايج و الجرائح، قطب راوندى، ج‏2، ص 666، نشر مؤسسه امام مهدى، قم، 1409ه ، الثاقب فى المناقب، ابن حمزه، ص 524، تحقيق نبيل رضا علوان، نشر انصاريان، قم، 1411ه بحار، ج‏50، ص 43، 58.
7) بحار: ج‏50، ص 108.
8) اصول كافى: ج‏1، ص 494، باب مولد ابى جعفر، دارالكتب الاسلامية، تهران، بحار، ج‏50، ص 37.
9) بحار: ج‏50، ص 35.
10) محدث قمى، منتهى الآمال، فصل پنجم، در شهادت حضرت امام محمد تقى عليه السلام.
11) بحار: ج‏50، ص 17.

 

 

شعر «یا جواد الائمه ادرکنی»

یا جواد الائمه ادرکنی
یا شفیع القیامه ادرکنی
خون شد از غم دل خدا جویم
درد بسیار و نیست  دارویم
می فشانم سرشک و می گویم
یا جواد الائمه ادرکنی
سینه ای پر شرار دارم من
دل و جانی فکار دارم من
ز جهان با تو کار دارم من
یا جواد الائمه ادرکنی
روزگارم ز غم تباه شده
قلبم از معصیت سیاه شده
راه منتهی به چاه شده
یا جواد الائمه ادرکنی
خسته و دلشکسته و زارم
گره افتاده است در کارم
جز به کویت کی پناه آرم
یا جواد الائمه ادرکنی
ای که روح عبادتی ما را
عذر خواه قیامتی ما را
جان زهرا «سلام الله علیها» عنایتی ما را
یا جواد الائمه ادرکنی
تشنه ام ، تشنه بر من آب بده
گنهم را ببر ثواب بده
به گدای درت جواب بده
یا جواد الائمه ادرکنی
عزت عالمین می خواهم
سفر کاظمین می خواهم
طوف قبر حسین «علیه اسلام» می خواهم         
یا جواد الائمه ادرکنی
من که چون شمع بر فروخته ام
از غم غربت تو سوخته ام
چشم بر رحمت تو دوخته ام
یا جواد الائمه ادرکنی
همسرت کرد نامراد تو را
ساخت مسموم از عناد تو را
ای که خوانده ، پدر جواد تو را
یا جواد الائمه ادرکنی
بنده ام ، بندۀ ولای تو ام      
عاشق صحن با صفای تو ام
تو جوادی و من گدای تو ام
یا جواد الائمه ادرکنی
قامت خم شده ز بار بلا
حاجتم با شد از تو یا مولا
نجف و کاظمین و کرببلا
یا جواد الائمه ادرکنی
ای که از زهر خود شده جگرت
به تو و جدّ و مادر و پدرت
من بیچاره را مران ز درت
یا جواد الائمه ادرکنی
سائلم سائلم جوابم بده
تشنۀ جام وصلم آبم بده
چشم گریان دل کبابم بده
یا جواد الائمه ادرکنی
به علیّ و به مادرت زهرا «سلام الله علیها»
به امامانُ به حرمت شهدا
دست خالی نمی روم ابدا
یا جواد الائمه ادرکنی
ای تو را یار بی وفا کشته
با لبت تشنه از جفا کشته
با چنان پاکی و صفا کشته
یا جواد الائمه ادرکنی
بسته با دست فتنه راه تو شد
همه جا پر ز سوز آه تو شد
حجرۀ بسته قتلگاه تو شد
یا جواد الائمه ادرکنی
مانده بر بام جسم بی کفنت
مرغ ها ناله زن به گرد تنت
سایه کردند بر روی بدنت
یا جواد الائمه ادرکنی
لرزه بر جان اهل دین افتاد
شعله بر قلب مسلمین افتاد
تنت از بام بر زمین افتاد
یا جواد الائمه ادرکنی
-----------------------------
www.Maddahi.Org

شعر «حبل المتين»

خالق كون و مكان ان ذات رب العالميـــــن               كشتي بحر گرانش ، سبط خير المرسليــن
پيك ذات كبريائي منزل وحي از سمــــــــاء              ان كتاب الله ناطق ، مظهر حـــي مبيـــــــن
در عبوديت ، رسيده رتبه عز و جــــــــلال              ان عزيز حق تعالي ، رهبر روح الاميـــــن
شد از اين مولود ، روشن ديده خلق جهان              هم ثنا خوانش ملائك ، از يسار و از يمـين
از دروديوارعالم، مي رسدهردم به گـوش               گشته ميلاد امام انس و جان ، حبل المتيـن
زهره زهراي اطهر ،‌ شمــــــس افلاك ولا                واين در كان صدف زاي امير  المؤمنيـــــن
مخزن علم لدني ، كاشف اســــرار ديـــــن               جاري از لعل لبـــــان او بود عيــن اليقــين
واقف از سر سويداي رمــــــوز كائنــــــات              ان امام مقتــدا ، روح و روان ماء و طيـــن
تير ابرويش صراط و قامتش روز قيامـــت               كاوز رب العالمين امد صراط المؤ منيـــــن
جان سپرده، لعل عطشان،همچو جد تاجدار              كز غمش گريان يتيمانش چو زين العابدين
گفت غواص بحار علم و عرفان  وصـف او              قطره درياي ال مصطفـــــــي ، در ثميــــــن
-----------------------------------------------------------------------
منبع : شبکه اطلاع رسانی امام جواد علیه السلام


پیامک به مناسبت شهادت امام جواد علیه السلام

در ميان حجره يا رب کيست غوغا ميکند
شکوه زير لب ز بي رحمي دنيا ميکند
همسرش از فرط شادي و شعف کف ميزند
زين عمل خود را به عالم خوار و رسوا ميکند

* * * * * * *
يا جواد الائمه(علیه السلام) چون بخود نگريستم جز بي حيائي و بي شرمي در برابر ارباب خودم نديدم امشب دعايم کن تا ديگر باگناهانم دل فرزندت مهدي را نشکنم.
* * * * * * *

نفرين بر آن محرم نامحرم
که زهر جفا را نه در جام تو که در کام ما ريخت
آه! اي خورشيد عشق
اي مولاي جوان من
چه زود غروب کردي!
* * * * * * *

ابن الرضا به حجره غريبانه جان سپرد / او شمع جمع بود و چو پروانه جان سپرد
مسموم شد ز زهر جگر سوز اُمّ فضل / از روي شوق در ره جانانه جان سپرد
* * * * * * *

امام جواد (علیه السلام) :
تا هنگامي که سپاسگذاري بندگان ادامه دارد افزايش نعمت هاي خداوند قطع نميشود.
* * * * * * *

اي شيعه بزن ناله و فرياد امشب
از غربت آن غريب کن ياد امشب
مسموم شد از زهر، جواد بن رضا
در حجره ي در بسته ي بغداد امشب
* * * * * * *

شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت، تسليت و تعزيت.
* * * * * * *

گشته عالم، غرق ماتم
در عزاي جواد الائمه
کرده زهرا ناله برپا
در عزاي جواد الائمه
شد ز بيداد، شهر بغداد
کربلاي جواد الائمه

* * * * * * *
امام محمد تقي (علیه السلام):
بدان که از ديد خداوند پنهان نيستي
پس بنگر که چگونه هستي!
* * * * * * *

امام جواد عليه السلام مي فرمايد:
کسي که به سخن گوينده اي توجّه کند، خود را بنده ي او ساخته است؛
حال اگر سخن درباره ي خدا باشد، خدا را پرستيده است،
و چنانچه گفتارش شيطاني باشد، ابليس را پرستيده است.(تحف العقول ص 456 )
* * * * * * *

مظلوم تر ازجواد بغداد نداشت
آن مظهرداد تاب بيداد نداشت
ميخواست كه فرياد كند تشنه لبم
ازسوز عطش طاقت فرياد نداشت
* * * * * * *

باسلام.. شهادت جواد الائمه را تسلیت می گویم! امام جوانی که مشکل گشای شیعیان بویژه نسل جوان است! زیارتش در دنیا و شفاعتش در آخرت نصیبمان گردد.
* * * * * * *

علامه طباطبا يي مي گفت هر وقت تو حل مسئله اي با مشكل مواجه ميشم خدا رو هفت بار به نام امام جواد قسم ميدم مشكلم حل ميشه .انشاءلله خدا دريچه هاي دانششو به روي ما باز كنه .آمين
* * * * * * *

شهادت مظلومانه ي اون حضرت رو به همه ي دوستداران اهل بيت عليهم السلام تسليت مي گم .يا حق
* * * * * * *

شهادت مظهر جود و سخا و علم و معرفت، تسليت و تعزيت.
* * * * * * *

شهادت غريبانه ي امام مسموم، جواد مظلوم عليه السلام بر شما تسليت باد.
* * * * * * *

سلام ما به رخ انور امام جواد
درود ما، به تن اطهر امام جواد
غریب بود و غریبانه جان سپرد و نبود
کسى به وادى غم، یاور امام جواد

* * * * * * *
نور نهم ز اوصیا، جلوۀ جان اولیا
روح به پیکر رضا ، عطر گل خدا جواد
با لب تشنه وای من ، جان به لبت رسیده بود
داشت حریم حجره ات ، غربت کربلا جواد
* * * * * * *

از من گرفته همسر من خورد و خواب را
زهر جفا ز جان و دلم برده تاب را
واى از عناد دختر مامون که از جفا
مسموم کرد زاده‏ ى ختمى ماب را
* * * * * * *

آتش زند به قلب همه، سوز داغ تو
شد در اشک اهل ولا، چلچراغ تو
اى یادگار فاطمه، اى حجت نهم
گیرد زلال اشک من امشب به سراغ تو
* * * * * * *

برون حجره همه پای‌کوب و دست افشان
درون حجره یکی بود، دست و پا میزد
ستاده بود و جوادالائمه جان میداد
ز او بپرس که زخم زبان چرا میزد؟!
* * * * * * *

دانه های بی تقصیر انگور، از مسیر انگشتها تا کامت، هزار بار زنده شدند و مردند، درحالی‌که شیطان در گرد دختر مأمون پرسه میزد.
* * * * * * *

انگور رازقی اگر میتوانست، فریاد میکشید و سم، خود را مسموم میکرد.
* * * * * * *

جوان‏ترین حجت خدا! هر بار، با یاد ماجرای تو، پا به پای امام عصر(عج)، تا همیشه روزگار، خون خواهم گریست.
* * * * * * *

شهادت مظلومانه باب المراد جواد الائمه را به حضرت رضا علیه السلام و تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم
* * * * * * *

خورشيد سپهر عدل و داد است جواد
سر لوحه دفتر رشاد است جواد
در جود و سخا کسي به پايش نرسد
چون مظهر جود حق جواد است، جواد

شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت، تسليت باد..

 

 

دانلود تصاویر ویژه شهادت امام جواد علیه السلام


منبع: سبطین

 





تعداد بازديد : 409
برچسب ها : ,,,,

+ دسته : ویژه نامه

+ نويسنده Admin در شنبه 13 مهر 1392 | نظرات()
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 4

مطالب مرتبط :
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
قالب: ثامن تم